🌸PDF نسخه کامل رمان :هویان
🌸نویسنده : سامان_شکیبا
🌸ژانر : #عاشقانه #هیجانی
🌸خلاصه :
خیال میکرد از عرش به فرش سقوط کرده و نمیدانست این سقوط او را به خدایانِ عشق نزدیک کرده و از هزاران فلک چشمگیرتر است...!
در میانهی سقوط پر رنجش آدمهای دیگر یک به یک از نظر غایب شدند و تنها او را توانست ببیند...
در فراسوی تاریکیِ سقوط؛ سه کبریت یک به یک در شب روشن شد...!
اولی برای دیدن تمامی صورت او
دومی برای دیدن چشمانش
سومی برای دیدن لبانش
و بعد تاریکی غلیظ برای اینکه
به خاطر بسپرد همه را زمانی که او را در میان بازوانش گرفته بود!
قهوهاش را کنار فنجانِ قهوهای دیگر روی میز گذاشت و در دل اندیشید این سقوط زیباترین عروج او بود!