بخش زیادی از اشعار خاقانی در مدح و ستایش پادشاهان و امیران و بزرگان عصر است؛ اما وی با وجود مداحی، انسانی بلندهمت و قناعتپیشه است و با آنکه به دربار نزدیک بود و شغل دیوانی به او پیشنهاد میشد، همواره از پادشاهان کنارهگیری میکرد و دل به امور مادی دنیا نمیسپرد.
افزون بر مدح و ستایش، تعدادی از قصاید خاقانی در بیان اعتقادات مذهبی سروده شده است که شامل نعت و ستایش حضرت رسول اکرم و در بیان توحید و موعظه و پند است.
در این کتاب هشت قصیده از دیوان خاقانی شروانی با عناوین «جوشن صورت»، «ملک لا»، «عروس عافیت»، «اقلیم سخن»، «گهواره فنا»، «آه جگر تاب»، «قلم بخت» و «صید زلف» شرح شده است. همچنین تعدادی از قصاید خاقانی بدون شرح آورده شده است.