PDF نسخه کامل رمان: #نقاب هوس
ژانر: عاشقانه
نویسنده: #لواشک
خلاصه:
عاطفه زنی که به خاطر بیماریش خیانت میبینه، جدا میشه اما یه جاده و یه تریلی سرنوشتش رو تغییر میده!
قسمتی از رمان
من از روز اول بهت گفتم خانواده ام سابقه ی ام
اس دارن.
ممکنه منم مبتلا بشم، اما خودت قبول کرد ی و
اومد ی خواستگاریم.
الان چرا با من اینجور ی رفتار میکنی؟ مگه فقط
به خاطر رابطه زن گرفتی که الان چون نمیتونم
بهم خیانت می...
دیگه نتونستم ادامه بدم و با ناراحتی به اتاقم
برگشتم و پشت در زمین خوردم .
به درب تکیه دادم و زیر لب با خودم زمزمه
کردم:
- از این به بعد باید برات زمین خوردن و نیش
زبون دیگران عاد ی باشه.
دلم خیلی گرفته بود از حرف ها ی بابا.
شاید فکر می کرد موندن با حامد به نفعمه اما فقط
من بیشتر اذیت و شکسته می شدم.
تقه ا ی به در خورد و مامان گفت: