PDF کتاب رمان : رویای خیس چشمانت
🍀نویسنده : الناز محمدی
🍀ژانر : #عاشقانه #همخونه_ای #ازدواج_اجباری
💚خلاصه :
"بغض در چشمانش سایه انداخت. دست روی گونه اش گذاشت.این همه آراستگی حالا برای که بود؟ وجدانش تشر زد ”خفه شو دل لامصب! خفه شو!
"
از یک ساعت دیگه تمام این افکار می شه هیزم آتش جهنمت. دیگه تموم شد.
هر چی بود تموم شد!“
حالا که او با دست پر می آمد، دست او در دست سهیل بود. دست او نامحرم
"بود. چه می کرد با این دل! چه می کرد با این همه خاطره! چه می کرد با
سورن؟ می دانست او بیاید فاجعه رخ می دهد...