مانا آقایی: در مجموعهی «صبحانه در موقعیتی بهتر» به شعر به چشم ابزار آفرینش نگریسته میشود. شاعر انتظار خودبخود فراهم شدن موقعیتهای بهتر را ندارد بلکه با کمک شعر آنها را خلق میکند. نکتهای که از بسامد بالای واژگانی چون قلم، کاغذ، جمله و واژه هم پیداست. بطور کل در اشعار شما به امر نوشتن زیاد اشاره میشود. شعر چه کارکردی در زندگی روزمرهی شما دارد؟ و میخواهید با آن به کجا برسید؟
افشین بابازاده: شعر براى من، اگر بتوانم روشن توضیح بدهم، فعالیتى است روزانه. بهتر است بگویم خودِ کار نوشتن یا ترجمه و اخیراً هم سناریو (به انگلیسى و نه فارسی). من همیشه به نوشتن و کارکردش در حین انجامش و روند بیرونریختنش مىاندیشم. «صبحانه در موقعیتى بهتر» چیزى فراتر از آن دوره از زندگىام نبوده. عاشق شدن، بىخیالى، کاغذ، مستى، فکرها و سرزمینم. کاغذ براى من زمینهاى شده تا همه چیز را روى آن نشان بدهم، البته آنچه که من شاید باشم را. و با شعر این را نشان بدهم. شاید بىدلیل نباشد که نام یکى از مجموعههایى که براى چاپ آماده کردهام «کاغذهاى پراکنده» است.