آفاق تمدنی انقلاب اسلامی
استاد مربوطه:
ارائه دهنده:
فصل 15
محیط امنیتی تمدن اسلامی؛ رویکردی آسیبشناسانه
مقدمه
مطابق تحلیل عمومی الیت باید تمدن را مفهومی به شدت نیازمند تعریف ارزیابی کرد دلیل این امر ظهور دیدگاهها و نگرشهای متنوع متعدد و بعضاً متعارضی است که پیرامون این واژه ایجاد شده است آنچه در این میان در خور توجه میباشد، نه تکثر این برداشتها، بلکه تاثیرات ناشی از آن است. در این خصوص دیدگاه کریسمس نزدیک به واقع است، انجا که تنوع مفهومی واژگان را دو قالب اصلی دستهبندی میکند. نخست، تنوعات مفهومیای که به بازی زبانی حوزه روشنفکری شبیه است؛ دوم، اختلافات مفهومیای که مبنای تفاوت رفتاری قرار گرفته و از این حیث دارای تاثیرات بسیار گستردهای نسبت به گونه نخست میباشد. مطابق این تفکیک، برداشت از تمدن ا
15-1. مفهوم شناسی
15-1-1. تمدن
کاربرد همزمان فرهنگ و تمدن سبب شد تا بسیاری این دو واژه را مترادف یکدیگر در نظر بگیرند؛ حال آنکه دیدگاه مقابل بر تفکیک ایم دو واژه و تعیین مرزهای مفهومی متفاوت برای آنها قائل است. براساس این دو دیدگاه، دو تلقی از تمدن وجود دارد؛ تلقی اول تلقی جداانگاران میباشد؛ در این تلقی، فرهنگ به بعد نرمافزاری زندگی انسان اطلاق میشود
تعبیر دیگر، تعبیر یکسانانگاران میباشد. از منظر اندیشمندانی مانند رالف لینتن، توین بی و هنری لوکاس، گرچه نمیتوان تفکیک مفهومی این دو واژه را منکر شد، اما در چشمانداز تاریخی، محقق این حوزه با مصادیقی واحد- و یا به تعبیر بهتر: به شدت ترکیبی و آمبخته از عناصر سختافزاری و
15-1-2. تمدن اسلامی
با توجه به تعریف ارائه شده از تمدن، میتوان تمدن اسلامی را مجموعهای مرکب از سه محور اصلی، باورهای دینی، هنجارهای دینی و میراث مسلمانان تعریف نموده. بر این اساس نمیتوان تم
15-1-3. امنیت
مجموعه تعارف متعددی که از امنیت ارائه شده را میتوان در قالب دو گفتمان اصلی دستهبندی کرد. این دو گفتمان عبارتند از: گفتمان سلبی و گفتمان ایجابی؛ در گفتمان سلبی، مبنای شناخت امنیت، نبود تهدید است. به گونهای که یک وضعیت امن را میتوان چنین تعبیر نمود: وضعیتی که در آن منافع بازیگر موضوع تهدیدی نبوده و یا در صورت وجود هر گونه تهدید احتمالی، بازیگر از توانمندی لازم برای مدیریت آن برخوردار باشد. در گفتمان سلبی، امن
در گفتمان ایجابی، نبود تهدید شرط لازم تامین امنیت به شمار میرود، اما شرط کافی نبوده و تصور بر این است که وضعیت ایمن وجود مولفههای دیگری استوار است که مهمترین آن عنصر رضایت میباشد با این رویکرد امنیت عبارت است از وضعیتی که در آن بین خواستهها از یک طرف و کار ویژهها از طرف دیگر نسبتی متعادل برخوردار است؛ به طوری که نزد اعضا تولید رضایت مینماید در این گفتمان امنیت با ویژگیهایی مانند درون نگری و نرمافزارانه بودن شناسانده میشود ر حقیقت مبنای امنیت از قدرت به رضایت تغییر مییابد و به همین خاطر از حیث معرفت شناختی، امنیت، صبغهای ایجابی تا سلبی پیدا میکند. در این نوشتار، رویکردی تلفیقی از امنیت مدنظر است؛ یعنی امنیت در دو فضا مورد بحث خواهد بود؛ ابتدا، فضای سلبی که به شنا
15-1-4. محیط امنیتی
درحالی که عدهای درک پدیدهها را منوط به تلاش برای شناخت منطق درونی آنها میدانند، در مقابل میتوان به رویکردی بدیل اشاره داشت که معتقد است پدیدههای امنیتی در یک شبکه روابط و تعاملات بیرونی شکل میگیرند؛ بنابراین بدون توجه به مجموع این روابط و مناسبات، نمیتوان به شناخت واقعی از موضوعات مورد بحث، دست یافت. بر همین اساس است که ایده «زمینه وندی» امنیت، معنا و مفهوم مییابد. حال با توجه به تایید نسبی ادله گروه دوم، مفهوم «محیط امنیتی» از مقبولیت و کاربردی بالا
15-2. نظریه «آسیب- تهدید»
تلقی عمومی از تهدید به مثابه هرگونه مخاطرهای نسبت به منافع بازیگر، باعث شده تا ابعاد مفهومی و نظری این واژه کمتر مورد توجه قرار گیرد و در نتیجه مشابهتهای معنای بسیاری بین این واژه ب
15-2-1. تهدیدشناسی
تهدید ار جمله واژگانی است که در بستر مطالعات سنتی امنیت مورد تحقیق واقع شده است و منظور از آن رفتار یا مجموعهای از اقدا
15-2-2. آسیبشناسی
آسیب را میتوان نسبت به تهدید، واژهای جدیدتر و با ادبیات مفهومی کمتر ارزیابی کرد. آسیب عبارت است از: هر آن کاستی یا نقصی که به بروز بدکاری در سیستم داخلی- به گونهای که
*آسیب جنبه درونی دارد و نقاط ضعف یک سیستم را در حوزه داخلی شامل میشود. برای اینکه نقطه ضعف تبدیل به یک مقوله امنیتی شود، لازم است تا:
یک. از گستره و عمقی برخوردار شود که امک.
15-2-3. ارتباط آسیب – تهدید
حال با عنایت به تعاریف ارائه شده. میتوان نسبت آسیب- تهدید را مطالبق با نمودار زیر، در دو حالت اصلی که متضمن ۶ گونه از تهدید میباشد. شناسایی نمود:
15-2-3-1. حالت اول. تهدیدات بر آسیب
منظور از تهدیدات بر آسیب آن دسته ای از تهدیداتی میباشد که فارغ از نتایج و نوع عملکرد آسیب های درونی حوزه تمدن اسلامی فعال میشوند. این دسته از تهدیدات متوجه نقاط قوت تمد
* تهدیدات سخت افزاری که در قالب کاربرد زور تجلی می یابد.
*تهدیدات نرم افزاری که در قالب کاربرد روش های تحریف افکار عمومی دنبال می شود.
15-2-3-2. حالت دوم. تهدیدات در آسیب
منظور از تهدیدات در آسیب آن دسته از تهدیدات می باشد که در تعریف، طراحی و اجراء آن ها آسیب های بازیگر مقابل دارای نقش و اهمیت نخست است به عبارت دیگر تهدیدات بر محوریت آسیب ها شکل می گیرند به همین خاطر است که در مقام تحلیل امنیتی این آسیب ها آن ها را به تهدیدات بالقوه تعبیر می نمایند که در صورت عدم مدیریت آن ها، ارتقاء و رشد یافته و خود موجد تهدیدی تازه برای کشور از سوی دیگر بازیگران می شود این دسته از تهدیدات حجم بالایی داشته و اشکال گوناگونی را شامل می شوند که مهمترین آنها عبارتند از:
15-3. تهدیدات پیش روی تمدن اسلامی
15-3-2. اباحه فرهنگی و استحاله تمدنی
آنچه در تاریخ اسلام به عنوان تجربه منفی اندلس شهرت یافته بیانگر تهدیدی مستمر نسبت به حوزه تمدنی اسلام میباشد که در صورت فراگیر شدن در میان کشورهای جهان اسلام میتواند زمینه بروز بحران تمدنی را فراهم سازد. بنیاد این بحران تمدنی را فراموشی اصول اسلامی در عمل و نظر تشکیل می دهد که در آن صورت جز فروپاشی و زوال نتیجه دیگری در انتظار نظام های اسلامی نخواهد بود. در این رابطه مصطفی خالدی و شکی
با این توضیح مهمترین تهدیدات که در آینده تمدن اسلامی با ان مواجه است عبارتند از:
تهدید (2): رشد و استقرار عرفی گرایی در نظام های سیاسی و دنیوی شدن تمدن اسلامی
15-3-3. ضعف قدرت و وابستگی راهبردی
این بخش حکایت از آن دارد که عامل قدرت نقش محوری در توفیق بازیگران در گستره بین المللی ایفا می کند. این مسئله در خصوص مولفه های جدید قدرت موسوم به قدرت نرم نیز موضوعیت یافته است. در این چشم انداز اگرچه چهره قدرت از اقتصادی تا نظامی و یا حقوقی تغییر میکند اما نمیتوان منکر اصل قدرتمندی و نقش آن در تمدن سازی شد
و از این حیث به بروز آسیب های جدی منتجر شده که میتواند تهدید ساز باشد.مصادیق بارز این تهدید در قلمرو جهان اسلام عبارتند از:
تهدید (3): آسیب پذیری نظامی کشورهای اسلامی و نابودی تمدن اسلامی
*وجود دشمنانی از جمله آمریکا، انگلیس و اسرائیل در زمینه های تولید فناوری نظامی، داشتن نیروی انسانی ماهر، دسترسی به سلاح های رزمی پیشرفته و...
تهدید (4): افت جایگاه راهبردی جهان اسلام و به حاشیه رفتن تمدن اسلامی
*با وجود جمعیت بالا در بین 60 کشور اسلامی اما در عمل قدرت تولید شده از این بلوک اسلامی در معادلات بین المللی به حد شایسته و بایسته نیست.
تهدید (5): انفعال کشورهای اسلامی و بی اعتبار شدن تمدن اسلامی
* از جمله منابع خیزش استعلای تمدن ها در طول تاریخ امید آنها به آینده و قرار گرفتن در موضع فعال نسبت به آینده جهان می باشد با این توصیف اقبال کشورهای اسلامی به منابع قدرت خارج از خود و پیشه نمودن سیاست های مبتنی بر وابستگی کذشته از تهدیدات سخت افزارانه
1. ایجاد خلا فرهنگی و زوال اصول ثابت دینی و در نتیجه زیر سوال رفتن اعتبار ارکان اولیه اسلام و عاری شدن دین از آن
2. ایجاد خلا فرهنگی و تولید گونه های بدیل از اسلام که به فروپاشی محتوایی تمدن اسلامی از درون کمک میکند.
3. تبدیل شدن آرمان های تمدن اسلامی به مقولاتی گذشته گرا و تاریخی، یا ملی که در افق جهانی بازتاب ندارد و به مرگ تمدن اسلامی اشاره دارد.
تهدید (6): بروز انقلاب های رنگی در کشورهای اسلامی و روی کار آمدن رژیم های وابسته جدید.
فصل 16
تمدن سازی انقلاب اسلامی و گفتمان سکولاریزم در روابط بین الملل
انقلاب اسلامی ایران ماهیت و هویت فرهنگی و دینی دارد از این رو در صدد ساختن تمدن انسانی-اسلامی با بازس
16-1-1. معنا و مفهوم تمدن اسلامی
در خصوص تمدن و به تبع آن تمدن اسلامی تعاریف متفاوتی ارائه شده است. از نظر استاد محمدتقی جع
*دیدگاه انسانی: تمدن عبارت است از تشکل انسان ها به واسطه روابط عالی و اشتراک همه افراد و گروه های جامعه
رهیافت قدرت محور: تمدن عبارت است از: به فعلیت رسیدن همه ی استعداد ها و استخدام همه ی اشکال قدرت در پیشبرد هدف های حیاتی طبیعی معمولی، این تمدن حقیقتی به نام انسان در
بعضی از اندیشمندان تمدن را بر اساس نظم اجتماعی و نظم پذیری انسان ها تعریف کردهاند: ویل دورانت
برخی دیگر از نظریه پردازان تمدن را بر پایه فرهنگ و هویت فرهنگی تعریف میکنند.
* تمدن اسلامی:
تجلی و تبلور نظام باورها، ارزش ها و اصول اسلام و ترکیب و تجمیع فعالیت های مسلمانان در حوزه های مختلف علوم، ادبیات و هنر و گرایشات، تمایلات و سلائقی که به الگوی رفتار و سلوک، شیوه زندگی، طر ز فکر و معیارها و ملاک هایی که باید در زندگی رعایت و پیگیری شود، شکل می دهد. به بیانی دیگر، تمدن اسلامی مجموعه ای از دستاورد های مادی
16-1-2. ویژگی های تمدن اسلامی در چهارچوب انقلاب اسلامی
üخدا مداری و اسلام محوری
üجهان شمولی و جاودانگی
üجامع نگری و اعتدال گرایی
üخردگرایی
üعلم گرایی
üهمزیستی و صلح گرایی
üعدالت محوری
üدولت سازی
آنچه که امروزه به عنوان روابط بینالملل نامیده میشود پس از پایان سلطه کلیسا و خاتمه جنگهای ۳۰ ساله مذهبی در اروپا و صلح وستفالی و تشکیل دولتهای سرزمینی و ملت- دولتها و استقرار نظام دولت- ملتی پدید آمد. روابط بینالملل زمانی به وجود آمد که حاکمیت کلیسا و مسیحیت در اروپا از بین رفت و دولتهای ملی تشکیل و تاسیس شدند یعنی وقتی که ملیت جای مسیحیت را گرفت روابط بینالملل نیز شکل گرفت.
16-2-1. معنا و مفهوم سکولاریزم
سکولاریسم یک سنت سیاسی و یک گفتمان خداشناسی است که در مدت ۸۰۰ سال در مغرب زمین شکل گرفته است از این رو سکولاریسم مصداق بارز قدرت مولد در روابط بینالملل است که به صورت تولید سوژگی در نظامهای معنا و دلالت به صورت اجتماعی پراکنده تعریف میشود. سکولاریسم یک نوع قدرت مولد است که در ساختارها و گفتمانهایی نهفته است که در اختیار و کنترل هیچ بازیگر واحدی نیست. سکولاریسم چیزی را
*سکولاریسم در روابط در روابط بینالملل
سکولاریسم در روابط در روابط بینالملل به معنای عدم نقش آفرینی مذهب به عنوان یک عامل تعیین کننده در اداره امور بینالمللی و تدوین سیاست خارجی است از پیگیری اهداف و مقاصد غیر مذهبی مانند قدرت، امنیت، ثروت، صلح، ثبات و توسعه اقتصادی بدون توجه به انگیزههای مذهبی و عدم تلاش برای اشاعه و ترویج مذهب. از این رو سکولاریسم زیربنا و مبنای فکری روابط بینالملل و سیاست خارجی است.
16-2-2. دلالتها و پبامدها
گفتمان سکولاریسم به معنای جدایی دین از سیاست و دولت دلالتها و بازتابهای شگرفی در رشته روابط بینالملل دارد مهمترین پیامدها و تاثیرات سکولار شدن روابط بینالملل پس از قراردادهای وستفالی عبارتند از شخصی شدن دین و مذهب در سطح بین المللی؛ تضاد و تقابل دین و عقل؛ تقابل دین و دانش؛ ظهور ملت - دولت به عنوان
به طور کلی انقلاب اسلامی ایران به طور عام و تمدنسازی در چارچوب آن به طور خاص دلالتها و پیامدهای مهم و اساسی برای گفتمان سکولاریسم در روابط بینالملل دارد مهمترین پیامد تمدن سازی انقلاب اسلامی تضعیف گفتمان سکولاریسم از طریق به چالش کشیدن اصول مفروضههای بنیادین آن در روابط بینالملل میباشد این فرایند نیز حول سه تغییر و تحول عمده در حوزه روابط بینالملل صورت میگیرد: احیای نقش مذهب به عنو
16-3-1. تضعیف اصل دولت سکولار
بی تردید مهمترین بازتاب تمدنسازی انقلاب اسلامی تاسیس و توسعه دولت اسلامی است که اصل زیربنایی دولت محوری سکولار در روابط بینالملل را به چالش کشید دولت اسلامی که بر پایه ایدئولوژی اسلامی استوار است کلیه اصول و مفروضههای دولت سکولار را با چالش مواجه میسازد نخست بر خلاف گفتمان سکولاریسم در روابط بینالملل دولت اسلامی بر مبنای تلفیق و تلائم اقتدار سیاسی و مذهبی شکل گرفته و عمل میکند دوم، د
سوم، در دولت اسلامی برخلاف دولت سکولار نقش نهادهای دینی و رجال دین در امور سیاسی برجسته و تعیین کننده است به گونهای که هر دو اقتدار سیاسی و مذهبی توسط آنان اعمال و اجرا میشود. چهارم، در چهارچوب نظم سیاسی- اجتماعی اسلامی تنها واحد سیاسی- اخلاقی و مرجع وفاداری سیاسی، ملت- دولت سکولار نیست که امنیت و رفاه آن بر کلیه بازیگران و واحدهای سیاسی مقدم باشد از این رو اولاً مهمترین معیار و عامل هویت و وفادار سیاسی اسلام است که مسلمانان به آن توسل میجویند. ثانیاً، حفظ موجودیت دین اسلام و تامین سعادت امت اسلامی و بشریت نیز در کنار منافع دولت- ملت ضرورت مییابد. پنجم، بر پایه نظریه دولت در اسلام مرزهای جغرافیایی ملی تعیین کننده مرز سیاست داخلی و سیاست خارجی نیست بل
16-3-1-1. احیای نقش سیاسی مذهب
دومین چالش تمدن سازی انقلاب اسلامی برای گفتمان سکولاریسم در روابط بین الملل احیای نقش سیاسی مذهب در سطح داخلی و جهانی است.
انقلاب اسلامی ایران و فرایند تمدن سازی آن از طریق ارائه ی یک شیوه زندگی سیاسی – اجتماعی متفاوت و تعریف و پیگیری تمدنی متمایز از نظم سیاسی – اجتماعی و تمدن مادی غرب، باعث بازگشت مذهب در کانون روابط بین الملل شده است.
ظهور گفتمان اسلام سیاسی مبنی بر وحدت دین و دولت و اقتدار سیاسی و مذهبی در اثر پیروزی انقلاب اسلامی و تمدن سازی ناشی آن معلول عوامل و تحولات مختلفی در دوران معاصر بوده است.
نخستین عامل، ناکامی پروژه روشنگری در تامین سعادت و آرمان های بشر بوده است.
دومین عامل احیا و تقویت اسلام سیاسی، ناکامی و ناکارامدی دولت مدرن سکولار در تحقق دموکراسی وتوسعه ی پایدار در جهان سوم و اسلام بوده است.
دلیل سوم احیای اسلام سیاسی ناشی از انقلاب اسلامی، تلاش مسلمانان و اسلامگرایان برای بازیابی و بازسازی ارزش ها و هنجارهای اسلامی در واکنش به چالش مدرنیته و سکولاریسم بوده است، زیرا مدرنیته و فرایند سکولاریزاسیون به طرق مختلف و متعددی سبب تخریب فرهنگ بومی – سنتی و فرسایش ارزش های اسلامی شده است. در حقیقت اسلام گرایی سیاسی، به قول هدلیبول سومین موج شورش علیه غرب به شمار می رود. موج سوم انقلاب علیه غرب تنها بر ضد هژمونی سیاسی غرب نیست، بلکه همچنین در مخالفت با سلطه هنجارها و ارزش های غربی و نظم زیربنایی آن می باشد.
16-3-2. واسازی مبانی نظری روابط بین الملل
سومین چالش تمدن سازی انقلاب اسلامی نقد و واسازی مبانی فرانظری روابط بین الملل سکولار است. از نظر هستی شناسی تمدن سازی انقلاب اسلامی خدا محور بوده و درصدد ایجاد توسعه پایدار، سعادت مادی و معنوی بشریت بوده است، در حالی که در چهارچوب گفتمان سکولار حاکم بر روابط بین الملل، مهمترین بازیگر و واحد تحلیل ملت – دولت سکولار است، در تمدن اسلامی، پایه ی واحد سیاسی با امت اسلامی شکل میگیرد.
به لحاظ معرفت شناسی و روش شناسی سکولاریسم متضمن تقابل دین ، عقل و دانش و به تبع آن علم اثباتی و تجربی است و از عقلانیت ابزاری پیروی میکند اما در اسلام معرفت تنها در علم تجربی محد