به نام خدا
آفاق تمدنی انقلاب اسلامی
فصل۷: بنیان های فکری شیعه در تمدن سازی اسلامی
فصل۸: مولفه های تمدن اسلامی
uتمدن سازی اسلامی
عامل تمدن سازی، بشر است که بر پایه عقل و توانایی عقلانی خود نظم و مناسبات اجتماعی خاصی را در سطوح مختلف زندگی برقرار ساخته است و در پرتو آن ساحت های مختلف زندگی به شکوفه های مستمر می رسند به همین دلیل هر تمدنی دارای خاستگاه عقلانی است
که دربرگیرنده اصولی عقلی ناظر به زندگی و دغدغههای کلی مربوط به مطلوبیت آن است. ، قدرت عقلانی مهمترین بنیان فرایند تمدنسازی را شکل داده و عقل را به عنوان مهمترین الزام معرفت شناختی تمدن معرفی میکند.
اسلام در تمدن سازی اسلامی، به عنوان منب
u
اسلامی بودن تمدنسازی به چه معناست و ارتباط اسلامی بودن با عقلانی بودن تمدن سازی چگونه ترسیم میگردد؟
پسوند اسلامی در تمدنسازی اسلامی نمایانگر بنیان معرفت شناختی تمدنسازی است. تمدن سازی اسلامی فرایندی عقلانی است که مرجعیت اسلام را به رسمیت میشناسد.
اسلام در تمدنسازی اسلامی به عنوان منبع معرفتی قوانین و آموزههای دینی لازم را در اختیار فرایند تمدنسازی بشری قرار میدهد.
uبنیانهای فکری تمدنسازی اسلامی از دیدگاه شیعه
خدامحوری
تمدن سازی اسلامی به لحاظ هستی شناختی بر پایه اصل توحید و خدا محوری بنا میشود. توحید در این گونه هستی شناسی محور فهم و شناخت هستی میباشد در حالی که در هستی شناسی سکولارجهان به طور کامل و تنها با استفاده از خود جهان قابل شناخت دانسته میشود
در هستی شناسی توحیدی فهم و شناخت هستی و معنای آن علاوه بر عقل با وحی هم امکان پذیر است.
uنص محوری
تمدن اسلامی تمدن نص محور است و در نتیجه تمدنسازی اسلامی نیز فرایندی نص محور تلقی میشود.
منظور از نص محوری تمدن اسلامی مرجعیت متون و نصوص دینی در فرایند کشف و تنظیم قوانین حاکم بر تمدن اسلامی است.
نص در تمدن اسلامی تامین کننده مبانی مشروعیت مناسبات سیاسی اجتماعی تلقی میشود.
u
عقل محوری
از دیدگاه شیعه نص محوری تمدنسازی اسلامی به مفهوم ظاهرگرایی در فرایند تاسیس تمدن اسلامی نیست. پذیرش مرجعیت نص به مفهوم انکار عقل در فرایند تمدنسازی اسلامی نیست.تمدن سازی اسلامی فرایندی عقلانی است و در آن عقل از جایگاه محوری برخوردار میباشد.
اجتهاد روشی عقلانی برای فهم آموزه های دینی است، اجتهاد به این معنا با پذیرش چهار اصل اساسی همراه است:
اصل نخست اجتهاد، اعتبار عقل است: مهمترین دلیل پذیرش اعتبار عقل در اجتهاد آیاتی است که عقل را مانند روش فهم درست مطرح میکند. در برخی آیات به ضرورت به کارگیری عقل برای شناخت آیات و نشانه های حقانیت الهی در جهان آفرینش تاکید شده است.
اصل دوم اجتهاد، پذیرش برتری نصوص و آموزه های دینی است. برتری نصوص دینی از پذیرش و ایمان به برتری خدا و پیامبرو امامان ناشی میشود. به همین دلیل در اجتهاد شیعی، ضرورت عدم مخالفت فهم اجتهادی با نصوص دینی مورد تاکید قرار میگیرد.
u
اصل سوم در اجتهاد شیعی، پذیرش اعتبار ظهور است. از آنجاکه فهم ظهور آیات و روایات با به کارگیری عقل معطوف به متن دینی است افزون بر دانش های دیگر در زمینه حکومت به آگاهی های دیگری نیز نیاز است مثل: آشنایی با مصالح نظام و افراد و جامعه، آشنایی چگونگی برخورد با حیله ها و تزویز های فرهنگ حاکم، شناخت سیاست ها و سیاسیون.
اصل چهارم اجتهاد شیعی، اصل خطاپذیری است. خطاپذیری اجتهاد حاصل خطاپذیری عقل است. از نظر شیعه یافته های اجتهادی الزاما با احکام واقعی الهی انطباق ندارند بلکه احتمال خطا در آن وجود دارد.
u
uجهت گیری های اساسی تمدن اسلامی :عدالت و آزادی
عدالت یکی از مهمترین درون مایه های تمدن اسلامی است، که قرآن تحقق آن را تنها رسالت اصلی پیامبر اسلام معرفی میکند. در تمدن سازی اسلامی تمامی مردم موظف به اجرای عدالت بر اساس موازین و قوانین عادلانه میباشند.
تمدن از ابعاد گوناگونی برخوردار است که یکی از مهمترین آنها عدالت اجتماعی میباشد.درکنار عدالت، تمدن اسلامی، تمدنی آزادی محور است. آزادی در اسلام به عنوان یکی از مهمترین ویژگی های انسان میباشد. بنابراین جامعه ای که پیامبر درصدد تاسیس آن است در پرتو تلاش های پیامبر برخوردار از انسان های آزادی است که شکوفا گردیده اند. آزادی در این نگرش به مفهوم برخورداری از قدرت تعقل و انتخاب عمل شایسته است و هدف خیرو نیک را دنبال میکند.
uنتیجهفصل ۷
عقلانیت خاص تمدن اسلامی خاستگاه عقلانی این گونه تمدن تلقی میشود.
تمدن سازی اسلامی به لحاظ فکری بر سه پایه خدامحوری، نص محوری و عقل محوری استوار است.
در فرایند تمدن سازی اسلامی تکیه بر بنیان های فکری استخراج شده از دین و متون دینی و تلاش برای انطباق آن با با بنیان های مذکور گریز ناپذیر مینماید.
uتمدن
تمدن به لحاظ لغوی برگرفته از کلمه مدینه عرب و جمع آن مدائن است تمدن به لحاظ لغوی در معانی ذیل به کار رفته است :
۱ شهرنشین شدن، به اخلاق و آداب شهریان خوگرفتن.
۲همکاری افراد یک جامعه در امور اجتماعی ، اقتصادی، دینی، سیاسی و مانند آن.
۳انتقال از خشونت و جهل به حالت ظرافت و انس و معرفتی
تمدن مجموعه اندوخته های مادی و معنوی انسان اجتماعی است که در جامعه ای تجسم یافت..
uتمدن و فرهنگ و رابطه آن دو با یکدیگر
دوتفاوت عمده تمدن وفرهنگ
نخست آن که تمدن بیشترجنبه علمی وعینی دارد، درحالی که فرهنگ بیشترجنبه فرهنگی و معنوی دارد.
هنر، فرهنگ ،فلسفه، ادبیات واعتقادها درقلمرو فرهنگ هستند، درحالیکه تمدن بیشتر ناظر به سطح حوایج مادی انسان در اجتماع است
دوم آنکه تمدن بیشتر جنبه اجتماعی و فرهنگ بیشتر جنبه فردی دارد.
تمدن تا مین کننده پیشرفت انسان در هیات اجتماعات است.
فرهنگ گذشته از این جنبه، مناظر به تکامل فردی باشد
تمدن در مقایسه با فرهنگ حوزه وسیع تری دارد تمدن امری تاریخی و فرهنگ مربوط به زمان حال است
فرهنگ به عالم موجود و زنده تعلق دارد اما تمدن مربوط به اموری است که غالبا دوران آن به سر آمد
uویژگی های تمدن غربی و تمدن اسلامی
پایه های تمدن مدرن غربی در ارزش ها و ویژگی های بنیادی عقل گرایی، انسان محوری و جهان گرایی آن نهفته است
تمدن غربی متاسفانه به علت توانایی های حیرت انگیزش در تولید قدرت و تغییر جهان، بیش از همه ی تمدن های پیشین تخریب گر بوده، و حتی خلاف ارزش های بنیادی تمدن خود عمل نموده است.
انسانی که در بستر این تمدن از دستاورد ها و امکانات خارق العاده ای برخوردار شده است، بیش از هر انسان دیگری در تمدن های پیشین تاریخ، به تمدن و ارزش های آن و خود خیانت کرد. دینی که تکیه گاه او برا ی خلق ارزش های امروزش بود را از دست داد و دچار از خود بیگانگی شد.
تمدن اسلامی
تمدن اسلامی، مجموعه هماهنگ و سازمان یافته ای از عقاید، باور ها ، سنن، خلاقیت، اختراعات است که به نح..
u
اسلام با ظهور خود در جامعه جاهلی آن روز با اعلان فرمان اقراء که نمادی از علم و اندیشه بود
. اولا باورها و اعتقادات و ارزش های آن روز را باطل و باور ها و ارزش های نوین آفرید
ثانیا حقوق و قوانین را متحول کر
ثالثا با بسترسازی، زمینه ع .
نام گذاری چنین تمدنی به تمدن اسلامی بدین لحاظ است که وجه غالب کسانی که به آفرینش این تمدن ه
قرآن کریم منشاء پیدایش فرهنگ و تمدن و علوم اسلامی است، برای همین تمدن اسلامی را نص محور نامی
uمولفه ها و ویژگی های تمدن اسلامی
علم گرایی، عقل گرایی، عدالت گرایی، آزاد اندیشی
متفکران و نظریه پردازان در این که تمدن از چه عناصری تشکیل میشود نظریات گوناگونی مطرح کرده اند که به برخی از مهم ترین نظریه ها میپردازیم:
ابن خلدون ۷عامل را در ساخت یک تمدن سهیم می داند:
دولت و رهبر، قانون دینی و عرفی، اخلاق
که سه عنصر نخست مهمتراز چهارتا
در نظر او تمدن موجود زنده ای است که متولد میشود و رشد میکند و به شکوفایی میرسد و کامل میشود و سپس
دکتر شریعتی تعریف واژه تمدن را ذیل سه عامل میداند:
۱قوانین جبری موجود در متن زندگی اجتماعی:
u
۲=قرارداد اجتماعی: یعنی انسان ها باهم ق
۳= تدافع و تهاجم: آدمی در زنگی یا درحالت
برخی نیز عناصر سازنده تمدن را چنین دانسته اند:
الف ) معرفت دینی: اندیشمندان معتقدند دین نقش مهمی در پیدایش تمدن دارد دین همواره پیشرو همه مسائل بوده است
ب) خردورزی: عامل دیگر شکل گرفتن تمدن ها گسترش ع
ج) پیشرفت دانش: رونق گرفتن بازار دانش اندوزی
د) امنیت: همه ی عوامل یاد شده در پرتو امنیت و آ
uعلم گرایی
uتوجه به علم و آموزش و معارف بشری در ر
uبا نگاهی به قرآن و روایات و احادیث روشن خواهد شد که اسلام به بهترین نحو این مقدمه را فراهم کرده است. و مسلمانا
u در اسلام تحصیل علم و فراگیری دانش فرض مسلم و کسب تخصص در رشته هایی که مورد نیاز جامعه است واجب کفایی است.
uاسلام همه را به تدبر و تفکر در قرآن و آیات الهی فراخواند و برای فراگیری علوم سفر به دورترین نقاط دنیارا سفارش کرد، چرا که طلب دانش بر هر مسلمانی واجب است.
uعقل گرایی
یکی از مهمترین مولفه های تمدن اسلام
زیرا محور اساسی این تمدن، تعالی انسا
خداوند عقل انسانی را ترغیب میکند ، که در آیات الهی بیندیشد تا به شناخت واقعی ودرست برسد. حتی اسلام در تعیین زما
اسلام عقل را به عقل ابزاری یا معاش، محدود نکرده است بلکه توجه به سطوح برتر آن یعین عقل نظری و عقل عملی را نیز ل
uعدالت گرایی
یکی از شاخص های عمده تمدن اسلامی عدالت گرایی است، این ویژگی چنان از تقدس و جایگاه والایی برخوردار است که در شمار
پیامبر میفرماید: ساعتی عدالت پیشگی، از عبادت هفتاد سال که در آن شب هایش به ادای نماز و
خداوند میفرماید: ای کسانی که ایمان آورده اید
خداوند به همه ی مسلمانان دستور میدهد که دربرپایی و گسترش عدالت همت نمایند و آن را تکلیف عمومی مسلمانان میشمارد. م
uآزاد اندیشی
یکی دیگر از ویژگی های بارز تمدن اسلامی آزاد اندیشی و استقلال رای است.آزادی موهبتی است الهی، که خدای متعال به انسان ها عطا فرمود اما از آنجا که انسان موجودی ضعیف است، برای او هم حجت درونی و هم حجت بیرونی قرارداد تا انسان را به سوی کمال و اهدا
اسلام علاوه بر آزادی بیان، آزادی قلم را نیز در این ردیف قرار داده است.
آزادی انسان در انتخاب عقیده امری است ضروری، تسخیر قل