اين پاورپوينت به صورت pdf ذخيره شده است.
فصل یک
بازسازی اندیشه دینی درایران معاصر
و تاثیر آن بر بازیابی تمدن
مقدمه :
ازدوران پیدایش اسلام تا کنون ما نوعی یکپارچگی و همگونی را شاهد بودیم , هم •
آوایی که به زیرساخت مشترک مسلمانان یعنی جهان بینی توحیدی و هدایت بازمیگشت.
تمدن اسلامی کوشش فکری سیاسی _اجتماعی فراونی کرد تا جهان زیست برای بشر •
خلق کند , این حوزه ی تمدنی یک نظام معرفتی اخلاقی را برای بشر خلق کرد تا
شهروند مسلمان در آن رشد کند.
با گذشت زمان این تمدن رو به نزول و رکود رفت و با چالش هایی روبرو شد تا در •
نهایت در بازتولید عناصر خود شکست خورد.
عوامل شکست : بیرونی - درونی•
عوامل درونی: جدال معتزله و اشاعره که با پیروزی اشعری ها و شکست سنگین عقل گرایان و به •
انزوا رفتن آنان همراه بود به همراه استبداد مستحکم حاکمان.
عوامل بیرونی:جنگ های صلیبی _ حملات مغول ها _ جنگ های دیگر. •
همزمان با این معضلات تمدن اسلامی ما شاهد عصر زایش و قدرت جهان غرب هستیم . •
اولین مواجه ی جدی میان دو تمدن در حمله ی سال 1798ناپلئون بناپارت به مصر شاهد هستیم و پس •
از آن هجوم استعمار به جهان اسلام آغاز گشت.
هجومی که فرهنگ و سیاست و اقتصاد مسلمین را دست خوش و تغییر زیادی کرد و یک شوک درد •
ناک به آنان وارد آورد.
سه راه حل برای مواجه:
-۱پذیرش تمدن غرب: غرب دشمن نبوده و همراهی با آن مشکلی ندارد؛ ویژگی مهم این
متفکران خود باختگی و بی هویتی و جدای دین از سیاست بود.
شبلی شمیل, طاها حسین , ملکم خان , طهطاوی , تقی زاده و...
-۲ملی گرایی: ملی گرایی افراطی خارج از تفکر دینی با نگاه ویژه به ارزش ها و هنجار
های سنتی اما بدون اعتقاد دین با باور قومی؛برای مبارزه علیه استعمار در کشور هایی
چون ایران و مصر معاصر کارکرد خود را اثبات کرد.
-۳اسلام گرایان – پان اسلامیسم: بازگشت به دین؛ اسلام اساس و بنیان ،تفکر اسلامی
حرکتی جدید بر پایه ی اصول و مبانی اسلامی به همراه نقد و طرد اندیشه ی غربی و
ارزش های آن.
دوری از تفرقه و اختلاف تاکید بر اتحاد و ایجاد وحدت کلمه ؛ همراهی دین با عقل و علم
را پذیرفته و از دستاورد های این دو برای پیاده کردن اسلام راستین و خدمت به دین و
احیای تمدن دینی استفاده میکنند.
قدرتمند ترین جریان این تفکر انقلاب اسلامی ایران بود با بنیاد های اخلاقی و معنوی خود؛
انقلاب اسلامی متکامل ترین حلقه از حلقات جنبش های اسلامی بشمار میرود.
هر تمدنی ۲جنبه مادی و معنوی دارد ، جنبه ی ذهنی و فکری بر جنبه ی مادی الویت
دارد.
۱-۱انقلاب اسلامی ایران و بازسازی اندیشه ی دینی
بنیاد های اندیشه ی انقلاب اسلامی به شکلی متفاوت در باب نحوه ی زیستن و تفسیر جهان و عرف
موجود جهان را به انسان امروزی ارائه میدهد.
با بهرگیری از این بنیادها توانمدی های دینی را برای مبارزه علیه استبداد داخلی و سلطه خارجی استفاده
کرد و در نهایت یک پویایی و بازیابی تاریخی را برای جهان اسلام به ارمغان آورد.
پس از جنگ جهانی دوم شرایط جدیدی برای فقهای شیعه رخ داد از یک سو روشنفکران
مخصوصا روشنفکران چپ به مذهب شیعه مستقیم تاخته و برخی هم در غالب دین اقدام به
حمله به آن کردن ؛ ناچارا ۳مورد بروزرسانی در تفکرات لازم بود.
-۱آماده سازی دینی برای ایجاد یک حرکت فعال و تمدن ساز دین
-۲تفسیر نوین از پذیره های سنتی شیعه
-۳آزادی خواهی و مبارزه با استعمار.
تفاوت عمده ی این حرکت در جهان شیعی با سنی به باور شهید مطهری پیروی
از روش های حضرت علی (ع) و عاشورا و صحیفه ی سجادیه و دوران
پیش از غیبت امام عصر باز میگردد.
از منظر تاریخی ادبیات اصلاح طلبی و بازسازی دینی به سید جمال اسد آبادی
میرسد.
دو اثر ردیه ای بر مادی گرایی و عروه الوثقی اثبات گر این فرض است.
با فرا رسیدن مشروطیت این تفکر ادامه یافت و در کتاب مهم تنبیه الامه و
تنزیه المله مرحوم علامه نایینی که تاییده ی مرحوم آخوند خراسانی و ملا
عبدالله مازندرانی را هم کسب کرده بود خود را نمایان تر کرد.
با قدرت گیری رضاشاه این حرکت ناتمام ماند اما پس از جنگ جهانی دوم و
تضعیف قدرت مرکزی فضای رشد تا زمان پیروزی انقلاب اسلامی پیدا کرد.
*طیف وسیعی از علمای شیعه اثبات کردند که تشیع از نظز سیاسی یک نظام است ، اما
اوج این کوشش ها در کتاب کشف الاسرار امام خمینی بازتاب یافت.
این کتاب به ادبیان نوین دینی در ایران دامن زده و بحث حکومت و قانون از منظر دین را
بیان کرده حضرت امام میگویند احکام دین همان احکام عقل است ، دلیل عقب ماندگی ما
نبود قوانین دینی است اگر رعایت شود کشور ما پیش قدم در تمدن جهان میشود.
امام خمینی با اثاری چون البیع، تحریرالوسیله و ولایت فقیه یک ظرف تئوریک میسازند
و به نقد مدنیسم و معرفت غربی میپردازند.
۲-۱تجهیز مفاهیم درون دینی به مثابه ی زیر ساخت های
معنایی تمدن ساز نوین انقلاب اسلامی
برای درک ذات انقلاب اسلامی باید معنا و مفاهیم آن را شناخت ، مفاهیمی که فقط سازنده
ی انقلاب نبوده بلکه در خود انقلاب بازتولید و رشد کرده.
به تعبیر شهید-آوینی تحولی خارج از عصر فرهنگی رنسانس غرب رخ داد.
چند دهه پیش از انقلاب تغییری در نگاه به ارتباط دین با سیاست و انتظار فرج و تقیه و
جهاد و شهادت شکل گرفت و فضا برای امر سیاسی-اجتماعی فراهم شد .
برداشت های سنتی قبلی کار را برای تحول غیر ممکن میکرد پس باید تغییری میکردند.
دو مقوله ی مهم این بازسازی نسبت دین و سیاست و نیز موعود گرایی و انتظار فرج رخ
داد، اولی به توضیح کارکرد سیاسی دین برای نظام سازی پرداخت و دومی بر تفسیر های
بازدارنده غلبه کرده و نمای آینده تمدن اسلامی را نشان میداد.
۱-۲-۱نسبت دین و سیاست
رابطه ی دین و سیاست چگونه است ، بسته به جواب انواع متفاوتی از تمدن خلق میشود
حاکمیت دین بر سیاست در بخش بزرگی از زندگی بشر که حاصل نگاه دینی انسان به
جهان هسنی و خود است در طول تاریخ رواج بسیاری داشته در جوامعی که با آیین
ابراهیمی نا اشنا بوده اند هم ارتباط بین دنیا و ماوراالطبیعه برقرار بوده است.
در غرب صنعتی متفکران با رشد صنعت دین را به جوامع ابتدایی نسبت داده که اکنون
کارکرد ندارد و حتی مانع است.
آگوست کنت : که خود از قائلین پایان عصر دین میباشد در عین حال دین را سنگ بنای
سامان اجتماعی دانسته و معتقد است هر حکومتی برای تقدیس و تنظیم روابط خود نیاز به
یک دین دارد.
یکی از ویژگی های اصلی اسلام همگنی و آمیختگی دین وسیاست است.
این خصلت از نظر ذاتی قابل دفاع بوده پیامبر اسلام آخرین نبی بوده و او را پیامبری برای
همه مردم دانسته اند.
در عصر حاضر اما در جوامع اسلامی این تفکر که دین مانع کارکرد توسعه و پیشرف
است رونق گرفته و هوادارانی پیدا کرده است.
در عصر مشروطه طرفداران این باور قدرت گرفتند در نهایت در عصر رضا شاه کمر
همت بر ساخت یک حکومت سکولار بسته شد.
مهمترین دلیل برای همکاری روحانیت با جدایی دین از سیاست شکست مشروطه و
سرخوردگی حاصل از آن بود.
مهمترین کوشش نظری برای بیان کارکرد سیاسی و اجتماعی دین پس از کشف
الاسرارحضرت امام به چاپ مجدد کتاب تنبیه الامه و تنزیه المله میرزای نایینی توسط آیت
الله طالقانی باز میگشت.
در اواخر دهه سی مجله مکتب تشیع به انتشار مقالاتی از علمای حوزه مخصوصا دکتر
سید محمد بهشتی پرداخت.
دکتر بهشتی نخستین بار در سال ۱۳۲۸کوشید این نظریه که اسلام جایگاه عبادی صرف ندارد •
بلکه یک دین سیاسی و اجتماعی است را طرح کرده و بعدها با مجموعه مقالات بحثی درباره
مرجعیت و روحانیت نقش روحانیون را یادآور شد.
در این بین امام خمینی هم با انتشار کشف الاسرار ، ولایت فقیه و کتاب البیع و تحریر الوسیله •
در طول سال های ۱۳۲۰-۵۷بن بست دخالت روحانیون در سیاست را شکست .
در نتیجه امام خمینی اقدام به انتشار نظریه ولایت فقیه که حد اعلای آمیختگی اسلام و سیاست •
بود کرد.
از نظر امام وضع آن زمان نه تنها به استعمار بلکه به بی عملگی حوزه و روحانیت هم باز •
میگشت، با این نظر مراکز عملیه و حوزه باید اصلاح شده و فرض های فکری تغییر کرده و
جای سستی و عدم اعتماد کوشش و جدیت رواج یافته در صورت لزوم حتی مقدس نماها طرد
شوند.
از وظایف حوزه ترویج مسایل سیاسی و اجتماعی در کنار مسایل عبادی است با الویت
.مسایل مهم سیاسی و اقتصادی و حقوقی
صرفا عبادت محض آگاهی سیاسی است حتی احکام عبادی اسلام رنگ و بوی سیاسی دارد
مثل نماز جماعت- جمعه ، اجتماع حج.
از دلایل مورد استدلال امام سنت پیامبر در اجتماع آن دوره یا مسئله خلافت پس از شهادت
حضرت رسول است در نهایت امام خمینی دست به تبئین فقه به مثابه یک چهارچوپ
تئوریک و احکامی زده که قلمرو گسترده ای را شامل میشود.
۱-۲-۲انتظار فرج و طرح الهی برای آینده
از موارد مهم نظام سازی ارائه تصویری از جامعه مطلوب و آرمانی است. تصویری که
پیروزی نهایی حق و عدالت را بر باطل و ظلم ، گسترش ایمان و تشکیل جامعه فاضله را
نوید میدهد. این تصویر در آینده در عصر حضرت مهدی نمود عینی کرده و آینده روشن
بشری را مژده میدهد.
انتظار فرج که در ادبیات دینی و اعتقادی شیعه است به نقل از استاد شهید مطهری به
پشتوانه این اعتقاد؛ ایمان آورندگان نباید مایوس و ناامید و بیهوده گرا باشند.چرا که عنایت
الهی همواره به سوی آنان است
این تفکر انتظار باعث پویایی اخلاقی وفقهی و معنوی شیعه بوده اما تاکنون برای فعالسازی
و حرکت زایی سیاسی استفاده نشده بود و صرفا برای آرمان گرایی شیعه بوده و حرکتی
منفعلانه بوده برای رسیدن به حکومت عادل آرمانی.
دو رویکرد نسبت به انتظار :
اول طرح مبارزه و مسئولیت اجتماعی بر پایه روایت هر پرچمی که پیش از قیام برپا
شود طاغوت است.
دوم یک اندیشه بوده که باعث قیام، آمادگی ، تلاش و جهاد شود امری که در نهضت امام
خمینی تجلی یافت.
حرکت جوامع بشری دینامیکی است نه مکانیکی
نتیجه گیری
انقلاب اسلامی ایران در اثر باز تعریف دو موضوع مهم نسبت
دین و سیاست و انتظار فرج بنیادهای خود را بنا گذاشت و در
عصر دوری از دین برای بشرزمینی جدید معرفی کرده تا روح
و جان شهروند مسلمان رشد کرده تا معنویت و مادیت با هم
متوازن رشد کنند.
فصل دوم:
خدمات انقلاب اسلامی ایران به فرهنگ و تمدن اسلامی
انقلاب اسلامی با توجه به تاثیر فرازمانی و فرامکانی خود در دسته انقلابات بزرگ دسته
بندی میشود به ایران محدود نشده و در تمام حوزه جهان اسلام اثر داشته است.
سه نظریه اصلی :
یک حاکمیت الهی
دو مردم سالاری دینی
سه شیعی عدالت
در سه بخش دولت ، مردم و اقتصاد اثر گذاشته
۱-۲مبانی مفهومی و نظری
۱-۱-۲تمدن
ساموئل هانتینگتون تمدن را بالاترین گروه بندی فرهنگ و گسترده ترین سطح هویت
فرهنگی دانسته است.
هنری لوکاس تمدن را پدیده ای پیچیده و در هم تنیده دانسته که همه رویدادهای اجتماعی ،
اقتصادی و سیاسی و حتی هنری و ادبی را در بر میگیرد.
توین بی با دید نخبه گرایی تمدن را حاصل نبوغ اقلیت نوآور طبقه ممتاز از نظر هوش و
ابتکار و نوآوری میداند.
آلفرد وبر تمدن را محصول دانش و نوآوری دانسته است.
ویل دورانت تمدن را با شهرنشینی هم سنگ دانسته و رشد از کشاورزی به بازرگانی شدن
اقتصاد محسوب میکند.
عبدالرحمن ابن خلدون تمدن را به معنای اجتماعی شدن انسان مطرح میکند.
ادوارد تیلور کلمه فرهنگ و تمدن را برابر دانسته ، شامل علوم و اعتقادات و هنرها و
اخلاق و قوانین و آداب و رسوم وعادات و اعمال انسانی در جامعه است.
هنری لوکاس فرهنگ و تمدن را هم معنا دانسته و تفاوت آن را در قلمرو معنایی آن میداند،
تمدن عام است و فرهنگ محدود.
گی روشه تفکیک را منکر شده و جدایی مصنوعی و غیر معقول است
هر تمدنی خواستگاه عقلانی دارد و میتوان آنرا فرهنگ یک تمدن دانست. •
* هر تمدنی دارای مجموعه نظام های اجتماعی همچون نظام اقتصادی و فرهنگی و سیاسی
است ، نظام یک تمدن را شکل میدهد.
۲-۱-۲اهمیت و جایگاه تحلیل های تمدنی از تمدن
اسلامی
نظریه های تحلیل تمدنی قدمتی طولانی دارند ، ابن خلدون در کتاب مقدمه به شرح فراز و
فرود تمدن ها پرداخته است.
در عصر حاضر اندیشمندانی چون آرنولد توین بی و ساموئل هانتینگتون با دو نظزیه
برخورد میان تمدن ها و برخورد تمدن ها ، دست به تحلیل تمدنی زده اند.
توین بی در کتاب تمدن در بوته آزمایش ۱۹۴۷پان اسلامیسم را تهدید جدی غرب دانسته
و آنرا افعی آرام تشبیه کرده که اگر دست به شورش برد توان کوتاه کردن دست تمدن
غربی از قدرت را دارد.
هانتینگتون در حدود ۵۰سال بعد از توین بی در عصر فروپاشی شوروی از خطر تمدنی
اسلام برای تمدن غرب گفت.
دو نظر مشترک هانتینگتون و توین بی ، تحلیل تمدنی رخدادهای انسانی در حوزه بین
الملل
دومی توجه به جایگاه تمدن اسلامی است.
هفت تمدن بزرگ
۱کنفیسیوسی
۲ژاپنی
۳اسلامی
۴هندی
۵اسلاوی- ارتودوکسی
۶آمریکای لاتین
۷احتمالا آفریقایی
۳-۱-۲نظریه کلی
بسیاری از تمدن ها بر باور دینی و مذهبی بنا شده در غرب نیز بسیاری از اندیشه های
سیاسی و اجتماعی و انگیزه های مذهبی بنا شده.
سه تقابل اندیشه انقلاب اسلامی با تمدن غرب
حاکمیت الهی – کرامت انسانی مارتریالیسم و امانیسم
مردم سالاری دینی دموکراسی غربی
شیعی عدالت کاپیتالیسم
احیای گذشته :
احیای باور و عقیده
*هستی شناسی : خدامحوری
*انسان شناسی : کرامت ذاتی
*درونی سازی هنجارهای اسلامی
*ادبیات سیاسی
*فرهنگ : احیای هویت شیعی
*سیاست : توسعه نظری و تحقق عملی مردم سالاری دینی
ارتقای اکنون :
تعمیق ارزشها در حوزه رفتار
بر ساختن آینده :
بازسازی میراث براساس باورهای اسلامی
جامعه نمونه اسلامی در چارچوب نظریه مدینه النبی
درحوزه میراث دستاوردهای تمدنیغربانقلاب اسلامیفرهنگیلیبرالیسم؛؛ هویت شیعی ؛؛سیاسیدموکراسی<< مردم سالاری دینی >>اقتصاد اسلامی مبتنی بر<<عدالت شیعی >>اقتصادیکاپیتالیسم
ثمرات و میراث تمدنی انقلاب اسلامی:
-۱هویت اسلامی
-۲حاکمیت الهی
-۳مردمسالاری دینی
۴عدالت شیعی
* هویت اسلامی باعث و آورنده ی سه دستاورد دیگر انقلاب اسلامی
بود.
۲-۲تعمیق ارزش ها در حوزه رفتار
با پیروزی انقلاب اسلامی تمام دولت های اسلامی برای ادامه ی بقا نیاز به نوعی
مشروعیت داشته آن هم از جنس دینی و مردمی .
ملت های مسلمان به توان خود آگاه شده و دولت ها به دنبال چاره رفتند، جنبش های غیر
اسلامی هم در جهان اسلام رنگ باخت اسلامیون اصولی هم قدرت گرفتند.
3-2-1احیای باور و عقیده
در اسلام نیرویی به غیر از خدا حق خکومت و مشروعیت نداشته .این از اصول فقهی
شیعه است و با توجه به آیات و روایات ولایتی خارج از ولایت الهی را رد کرده .
انقلاب اسلامی از یک روش مدرن غربی را به علت زیاده روی نقد کرده و از سوی دیگر
تندروی های برخی از اسلام گرایان راهم قبول ندارد.
۲-۲-1-1حاکمیت الهی
بنیاد هستی شناسی انقلاب اسلامی بر خدا محوری تفاوت اصلی انقلاب اسلامی با هر نظام
ایدولوژیک غربی و شرقی بر اصل خدا جویی و خدا محوری است.
اندیشه های سیاسی غرب از انسان آغاز شده اما اسلام از خدا شروع میکند و ارتباط انسان
با خدا جهان بینی آن را تعریف کرده و انسان را خدا جو معرفی میکند.
امام خمینی معتقد است ، هدف و غایت همه ی تعالیم انبیا تربیت وکمال بشر در مسیر درک
مقامات بالای قرب الی الله است، غایت ادیان توجه انسان به ذات باری تعالی بوده َمنظور
از آیه هجرت ؛ هجرت از نفس شیطانی و حیوانی به سوی خداوند است.
در جهان بینی غرب انسان میزان سنجش تمامیت اشیا است ، انسان مرکزیت اصلی و
اساسی بوده ، حتی خداوند در خدمت نیاز انسان مانند به صلیب کشیدن مسیح بن مریم برای
جبران گناه بشری است
۲-۱-۲-۲کرامت انسانی مبنایی برای انسان شناسی
انقلاب اسلامی
کرامت انسانی مبنایی برای انسان شناسی انقلاب اسلامی خداجویی وصفی است که به دلیل
اختیار و عمل انسانی کمال و ارتقا یافته ، اما کرامت انسانی از جانب خداوند برای بشر
وضع گردید، خداوند شانی برای انسان قرارداه که آن را از دیگر موجودات متمایز کرده
این شان انسان بودن است.
معنای کرامت:شرف کمال و پالودگی است، لوح وجود انسان از نظر اسلام سفید و پاک
است نه ذاتا آلوده و گناه کار
َولَقَ ْد َك َّر ْمنَا بَنِي آ َد َم َو َح َم ْلنَا ُه ْم فِي ا ْلبَ ِِّر َوا ْلبَ ْح ِر َو َر َز ْقنَا ُه ْم ِم َن ال َّطیِِّبَا ِت َوفَ َّض ْلنَا ُه ْم َعلَ ٰى َكثِی ٍر
ی ًلا
ِض
ِم َّم ْن َخلَ ْقنَا تَ ْف .اسرا۷۰
و محققا ما فرزندان آدم را بسیار گرامی داشتیم و آنها را (بر مرکب) در ب ِّر و بحر سوار
کردیم و از هر غذای لذیذ و پاکیزه آنها را روزی دادیم و آنها را بر بسیاری از مخلوقات
خود برتری و فضیلت کامل بخشیدیم.
کرامت برای کارگذاران حکومتی نامه ی ۳۱حضرت امیر (ع)
معیار و ملاک کرامت از نظر قرآن:
-۱انسان مخلوق خدای حکیم و کریم است که به مقتضای حکمت الهی از غایتی در آفرینش
برخوردار است ۰
-۲فطرت بشر ذاتا پاک بوده مگر آلوده کردن آن به دست خود.
علامه طباطبایی : یکی از تفاوت های حکومت های اسلامی با دیگر دموکراسی های غربی
نبود اختلاف طبقاتی است ،در غرب اختلاف طبقاتی ذاتی بوده پس فساد در پی آن هم
طبیعی است، اما در اسلام تفاوتی بین امیرو مامور ـ رییس و مرئوس- حره و برده ـ زن و
مرد نیست؛ مگر به تقوا که زمام آن هم به دست قادر متعال است.
شهید مطهری در باب معیار و ملاک مرامت و شرافت انسانی در غرب میگوید؛بشر غربی
تا حد یک ماشین تنزل کرده و اشرف مخلوقات نیست، روح و اصالت او انکار شده.
نگاه انقلاب اسلامی معرفی انسان به عنوان خلیفه الله و دارای
روح الهی و جدان و سرشت پاک است و مامور به حفظ کرامت
خود و ابنأ بشری است، ملاک امتیاز و برتری تقوا بوده نه
رنگ و نژاد و زبان. این اصل کرامت در نهایت در مردم
سالاری دینی تجلی میابد.
۲-۲-۲تعمیق ارزش ها در حوزه ی رفتار
بنا به نظر وبر در کتاب اخلاق پروتستان و روح سرمایه داری به دلیل بالغ شدن علم در
غرب و ثمره ی ترقی آن ما شاهد انقلاب پروتستان که در نهایت به نظام سرمایه داری
منتهی شد هستیم.
با قبول این انگاره پس تولد ساختاری جدید و نیازمند بنیاد رفتاری و اخلافی جدیدی است.
با این نگاه پس پیروزی انقلاب اسلامی ارزش ها و هنجار ها و نظام اجتماهی مسلمانان باز
تولید و بازسازی میشود.مبنای این باز تولید هم ارزش های شیعی ـ اسلامی بوده که ما
شاهد یک تغییر اساسی در باور های مردم جامعه هستیم، در دهه ی اول انقلاب اسلامی
شاهد تحولی شگرف بوده اما در دهه ی دوم با وجود وضعیت بهتر از سال های قبل از
۱۳۵۷شاهد افول نسبت به دهه های اول هستیم که خود نیازمند بحثی جدا است.
۳-۲-۲بازسازی میراث بر پاییه ی باور اسلامی
-۱-۳-۲فرهنگ : احیای هویت شیعی با توجه به در هم آمیختگی دین و سیاست و دین و
اجتماع در طول تاریخ کشور ما مهمترین اقدام انقلاب احیای دین و ارائه ی الگوی بدیعی
مبنی بر هویت دینی و ملی ، انقلاب اسلامی ما بر خلاف جریانات فکری دنیای غرب بود.
به دلیل هویت متمایز تاریخی انقلاب اسلامی تحولی پارادایمی از سخت همیت ایرانی به
همراه خدا محوری ، کرامت انسامی ، امامت و رهبری دینی در عنصر حرکت مردمی .
تعریف هویت:پاسخ گویی آگاهانه هر فرد یا قوم یا ملت به پرسش های خود است ، هویت
ملی احساس نهفته در جوامع ملی را معطوف به یک قصد و آگاهی کرده برای اهداف
سیاسی یا اقتصادی .
عنصر ذهنی هویت احساس ملی بوده که به آن روح جمعی یا وجدان جمعی نیز میگویند.
هویت یک گروه یا ملت ثابت و قطعی نیست بلکه میراثی بوده که توان بازسازی مجدد
درصورت انتقاد مداوم را دارد.
--------------------------------------------------------------------------------------
*در هنگام تربیت انسان و معنا بخشیدن زندگی بشری توسط یک فرهنگ ورود دین ناگزیر
است.نحوه ی مواجهه با دین ساختار کلی یک تمدن و جهت گیری آن را مشخص میکند.
مکتب تشیع با توجه به اصول اعتقادی خود یک برنامه ی جامع اجتماعی و سیاسی و
تربیتی دارد که در صورت نیاز هر دوره زمانی خود را بازسازی مکند.
این هویت شیعی سه اصل دارد: حاکمیت الهی،امامت،عدالت
-۱نفی حاکمیت الهی: هر حکمی به غیر از خدا نامشروع بوده و هر ولایتی به غیر
از ولایت الهی رد میشود.
-۲امامت: یکی از اصول مکتب تشیع بوده و باعث غیریت سازی با دیگر مذاهب
است.
امام وظیفه ی حکوت کردن دارد و باید رهبری جامعه را برعهده گیرد.
-۳عدالت: از دیگر اصول مکتب بوده که در کنار امامت باعث غیریت سازی
شده.
از نظر استاد شهید مطهری این موضوع برای غیریت سازی با اهل سنت بوده چون
عدل از صفات الهی بوده و اعتقاد بر آن از نشان باور به تشیع است.
معنای عدل، عدل درمقابل ظلم تعریف شده ، عدل عبارت است از رعایت حقوق و
تجاوز و تصرف در حقوق دیگران این معنی حقیقی عدالت اجتماعی بشر از منظر
شهید مطهری است.
رسول خدا (ص:) برترین جهاد برپاکردن عدل در نزد رهبر ظالم است.
با اولین مواجه ی ایران ما شاهد به چالش کشیده شدن هر دو مصداق هویتی ایرانیان یعنی
باور های تاریخی و شیعی خود هستیم، پس برای مواجه با این موضوع انقلاب اسلامی
آرمان عدالت و ظلم ستیزی که از مصادیق نگاه شیعی بوده برای مشروعیت زدایی از
پهلوی استفاده میکند.
۲-۳-۲-۲سیاست توسعه نظری و تحقق عملی مردم
سالاری دینی
با استفاده از اصل عدم ولایت غیر الهی بر انسان،بشر برحسب طبیعت خود آزاد بوده؛هر
دخالتی در امور وی باید با اختیار خود او باشد یا حکم الهی برای آن تجویز شده باشد در
غیر این صورت ظلم و تعدی محسوب شده.
اصل (عدم الولایة) قوی به واسطه ی قدرت خود برتری نداشته و ضعیف به واسطه ی
ضعف خود نباید ولایت قوی را بپزیرد.
کرامت بشر ذاتا الهی بوده و بر بخشی از کائنات برتری دارد که از روح الهی او ناشی
میشود.
تساوی اسلامی هم بر این اساس ماورأ هستی بوده و ناظر به سه بخش خداوند، طبیعت و
اجتماع بوده ،برخلاف تساوی غربی که صرفا ناظر به روبط انسان با انسان است.
*تساوی از منظر خداوند دمیده شدن یکسان روح الهی در همه ی ابنأ بشر بوده
و با اسمأٰ هدایت تکوینی را بر او نازل کرده.
از منظر امام خمینی در کتاب چهل حدیث تمام انسان ها از فطرت مشترکی
برخوردارند که آنها را مستحق کرامت ذاتی نزد حضرت حق کرده و تفاوتی
بین عالم و جاهل- وحشی و متمدن از نظر اصل طینت نیست .
در باب آزادی و اختیار ، آزادی هم موهبتی برای تحقق کرامت ذاتی بوده ،
ملاک آزادی هم رفتار بر اساس تقوا است.
اساس تمایز بشر با غیر آن هم وجود دو عنصراخلاق و آزادی است. بر این
اساس حاکمیت قانون حق آزادی را به آنان اعطا کرده
علامه طباطبایی : رژیم حکومت اسلامی رژیم دوکراسی مرسوم غربی نبوده چون ذات
نگاه غربی ذات استکباری داشته و صرفا نظام شاهی و بهره کشی با ظاهر و لباس زیبا
است .
ایشان نحوه ی انتقال حاکمیت الهی به مردم را در حکومت اسلامی این گونه شرح داده اند:
اولا: مسلمین باید حاکمی برای خود تعیین کندد.
دوم: حاکم باید کسی باشد که بتواند طبق سیره ی رسول خدا (ص) حکومت نماید و سیره
آن جناب سیره ی رهبری و امامت است نه سیره ی سلطنت و امپراطوری.
ثالثا:باید احکام الهی بدون هیچ کم و زیاد حفظ نماید .
رابعا: در مواردی که حکم الهی نیست( شرایط حادثه ی عصر) با عقلای قوم تصمصم
گیرد.
۳-۳-۲-۲اقتصاد: اقتصاد اسلامی و باز سازی مفهوم عدالت
شیعی در انقلاب اسلامی
مسلمین با توجه به شرایط صدر اسلام و اقتصاد آن زمان انتظار موازین شرعی حاکم بر
اساس آن تفکر ساخته شده باشد را دارند.
شعار معروف آحاد مردم ایران برابری، حکومت عدل علی – استقلال آزادی جمهمری
اسلامی بوده که سه بنیان انقلاب یعنی عدالت آزادی و استقلال را دخود جای داده.
بزرگترین آرمان ملت عدالت بود.
از منظر قرآن کریم عدل و قسط در معنای عدالت به کار رفته و استقرار عدالت از اهداف
بعثت انبیا است.
علامه طباطبایی: قسط یعنی عدل،قیام به قسط یعنی به عدالت عمل کردن،عدالت را حفظ
کردن پس مراد از قوامین بالقسط یعنی کسانی که به طور اتم و اکمل قیام به عدل میکنند،
حفظ حق و عدم ضایع شدن آن وابسته به این صفت است.
عدالت تشیع: عدل از اصول مکتب بوده و حکومت شیعی حکومت عدل است.
چهار مفهوم عدالت شیعه:
-۱عدل از اصول ۵گانه ی مکتب بوده و از صفات ذات متعال الهی است.
-۲عدالت تشریعی که مربوط به ملکه ی اخلاقی فرد است.
-۳عدالت فردی ناظر به روابط انسانی در حوزه ی خصوصی است.
-۴عدل ناظر به روابط بین افراد جامعه اسلامی .
عدل الهیتکوینیتشریعیعدل انسانیفردیاجتماعی
هیچ نهاد سیاسی بدون توجه به اصل عدالت نمیتواند صفت اسلامی مخصوصا شیعی
داشته باشد.
بنیاد قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران بر محور اصل عدالت تدوین شده
نتیجه گیری : پیگیری جامعه نوین اسلامی در چارچوب
نظری مدینه النبی
اندیشمندان معتقددند زمانی هویت به مدنیت تبدیل شده که عمومی شده و در رفتار و
فرهنگ عموم خود را نشان دهد، در این هنگام عصبیت جدیدی خلق شده که اجماع ملی
داشته و در طول و عرض تاریخ به شکل مداوم احیا میشود.
در جریان انقلاب اسلامی ملت ایران هویت دینی نوینی متولد شد که حاکمیت غیر خدا را
نفی میکند و معتقد است همه ی اعمال و کردار بشری باید برای رضایت خداوند باشد چرا
که هستی مسخر انسان شده تا به قرب الله برسد؛ بر این اساس نظام الزاما باید دینی باشد.