درآمد
یکی از خسرانهای بزرگ زندگی در غربت محرومیت از دیدار لحظات تولد شاعران جوان است. من در سی سال گذشته شاهد بسیاری از این تولدها بوده ام؛ شاهد سرزدن و رشد دانه هایی که سر از خاک، خاک باغی که فرهنگ و ادب ما باشد بیرون میکشند تا بر آسمان وسیع آن شاخ و برگ و بر بگسترانند.
آنجا در کشورمان گریزی از این سرزدنها نیست. زبان، فرهنگ و ادبیات ما همچون آب و هوا در آن پهنه جریان دارند و بر کوه و دشت میچمند و میوزند. دانه های مستعد نیز بنا بر قانون طبیعی رشد، هماره سرمیزنند و سبز میشوند. اینجا اما در ذات هوا چیزی دیگر جاریست؛ زبانی دیگر فرهنگی دیگر و ادبیاتی دیگر و دانه هایی که طوفان حادثه آنان را از خاکشان جدا کرده در اینجا محیط طبیعی رشد خود را ندارند.