داستان مردی که نفسش را کشت، یکی از داستانهای پرمغز و تلخ صادق هدایت، روایتی است از سقوط درونی یک انسان که در دام ریاکاری اخلاقی و سرکوب نفس خویش گرفتار آمده است. این داستان، برخلاف ظاهر ساده اش، دریایی از مفاهیم عمیق روانشناختی، اجتماعی و فلسفی را در خود جای داده است.
داستانی است تلخ و هشداردهنده از پیآمد ویرانگر زندگی بر اساس تظاهر، ریاکاری اخلاقی، و سرکوب نفس. صادق هدایت با قلم شیوای خود، تصویری سیاه و واقعی از جامع های ارائه میدهد که در آن، ظاهرگرایی و خشک اندیشی، مانع از شکوفایی حقیقت و سلامت روان انسان میشود.