ماجرای این داستان بدین قرار است: “جودیت چیس”، “نویسنده ی معروف و محبوب در آستانه ی ازدواج با “سراستیفن هالت” مشغول نوشتن کتابی درباره ی تاریخ انگلستان در قرن هفدهم است.
او که در کودکی از طرف خانواده ای امریکایی به فرزندی پذیرفته شده در پی یافتن خانواده ی اصلی اش، توسط روان شناسی به نام “دکتر پاتل” هیپنوتیزم میشود. دکتر پاتل با هیپنوتیزم کردن جودیت درمییابد روح “لدید مارگریت کریو، یکی از اشراف قرن هفدهم انگلستان، در جسم جودیت حلول کرده است و…..