داستان «طلب آمرزش» که در مجموعه داستانهای متأخر او جای میگیرد، نمونه ای بارز از این دغدغه های بنیادین هدایت است. این داستان، برخلاف برخی آثار حجیمتر او، ساختاری متراکم دارد و در عین حال، لایه های متعددی از نقد اجتماعی، روانشناختی و فلسفی را در خود جای داده است. «طلب آمرزش» نه تنها یک روایت ساده از یک سفر زیارتی یا یک گناه قدیمی نیست، بلکه کاوشی است در ماهیت پنهان انگیزه های انسانی، به ویژه زمانی که مذهب به ابزاری برای توجیه اعمال خشونت آمیز یا فرار از مسئولیتهای اخلاقی تبدیل میشود.