داستان «سه قطره خون»، که در مجموعه داستانهای کوتاهی مانند وغ وغ ساهاب یا به صورت مجزا منتشر شده، یکی از نمونه های ممتاز رویکرد روانشناختی و مالیخولیایی هدایت است. این داستان برخلاف برخی آثار متاخر او که بیشتر بر سمبولیسم و ابهام تمرکز دارند، تصویری ملموس و در عین حال هولناک از مرز میان عقل و جنون ارائه میدهد. «سه قطره خون» از نخستین داستانهایی است که هدایت در آن به بررسی دقیق ذهن بیمار و ساختار روانی درهم ریخته یک فرد در اسارت می پردازد و مقدمه ای برای شاهکار او، «بوف کور»، محسوب میشود.