موضوع اصلی این کتاب، درک محدودیتهای دانش و خرد است. شخصیت اصلی، کالین ترن، در طول سفر خود به دنبال کشف رازهای دنیا و یافتن “خردمند” میگردد، اما به تدریج متوجه میشود که هیچکس نمیتواند تمام حقیقت را بداند. دانش اغلب با تعصب، باورهای شخصی و درک ناقص همراه است. کالین میفهمد که “خردمند” یک موجود نیست، بلکه یک فرآیند است.
در مقابل دانش تئوری، کتاب بر اهمیت تجربه و عمل تأکید میکند.
عنوان کتاب، “خردمند خرابکار”، به طور معناداری به نقش خرابکاری و از بین بردن ساختارهای قدیمی در یافتن حقیقت اشاره دارد. گاهی اوقات، برای رسیدن به درک جدید، باید نیاز به تخریب و از بین بردن باورها و سنتهای غلط باشد. کالین این موضوع را در طول سفر خود متوجه میشود.