اعتراضات اجتماعی و سیاسی به مجموعه اقداماتی اطلاق میشود که طی آن افراد و گروهها، با هدف تغییر یا حفظ وضع موجود در ساختارهای قدرت، از طریق ابزارهایی نظیر تجمعات، اعتصابات، نافرمانی مدنی یا خشونت محدود، نارضایتی خود را ابراز میکنند (Tarrow, 1998). در بستر ایران، این اعتراضات اغلب ترکیبی از مطالبات اقتصادی (مانند معیشت و تورم) و مطالبات سیاسی (مانند حقوق مدنی، آزادیهای اجتماعی و ساختار حکومتی) هستند.
تحولات سیاسی و اجتماعی ایران در سالهای اخیر با موجی از ناآرامیها و اعتراضات گسترده همراه بوده است. اعتراضات دیماه ۱۳۹۶، که با نارضایتیهای اقتصادی آغاز شد، به سرعت ابعاد سیاسی یافت. اعتراضات آبانماه ۱۳۹۸، به دلیل افزایش ناگهانی قیمت سوخت، یکی از بزرگترین و سرکوبشدهترین جنبشهای اعتراضی تاریخ معاصر ایران بود. پس از آن، اعتراضات گسترده سال ۱۴۰۱ (معروف به جنبش "زن، زندگی، آزادی") نقطه عطفی در تاریخ اعتراضات ایران محسوب میشود، زیرا الگوی مشارکت، شعارها و بسیج عمومی را تغییر داد (Carnegie Endowment, 2023). این اعتراضات، علیرغم سرکوب شدید، نشاندهنده تعمیق شکاف بین مردم و حکومت در حوزههای اجتماعی و سیاسی بود.
در نظامهای اقتدارگرای نفتی، اعتراضات بدون سه مؤلفه اصلی، بهندرت به تغییر رژیم منجر میشوند: ۱. شکاف نخبگانی عمیق و علنی، ۲. ریزش نهادهای سرکوب (مانند ارتش یا پلیس)، یا ۳. حمایت خارجی پایدار و تعیینکننده. در غیاب این عوامل، اعتراضات میتوانند به فرسایش تدریجی قدرت حاکم و افزایش هزینههای حفظ نظم منجر شوند.