«وقتی نیچه گریست»، که در سال 1992 منتشر شد، یکی از مشهورترین و محبوبترین آثار یالوم است و نقطه عطفی در کارنامه او محسوب میشود. این کتاب، برخلاف آثار مبتنی بر مطالعات موردی صرف او مانند «مامان و معنای زندگی» یا «دسته جمعی برای شناختی درمانی»، یک رمان تاریخی-فلسفی است که شخصیتهای واقعی و تاریخی را وارد یک ساختار داستانی منسجم میکند.
کتاب تأکید میکند که انسان موجودی است که همواره در حال تعریف و بازتعریف خود است. این تعریف، نه توسط جامعه، نه توسط خانواده، و نه توسط یک نیروی ماوراءالطبیعه، بلکه توسط اراده فردی صورت میگیرد. نیچه در اوج فلسفی خود، تلاش کرد تا این نقش آفریننده را به شکلی مطلق بیان کند. اما یالوم نشان میدهد که این آفرینندگی زمانی اصیل است که با آسیبپذیری همراه باشد. برویر نیز با پذیرش آسیبپذیری هایش، توانست به آفرینندگی دست یابد؛ او تصمیم گرفت زندگی اش را از نو خلق کند. این آزادی، همراه با بار سنگین مسئولیت خلق خویشتن است