کتاب مردی که همه چیز، همه چیز، همه چیز داشت اثری از میگوئل آنخل آستوریاس است که با ترجمهی لیلی گلستان به فارسی درآمده است. این کتاب در ژانر داستانی و با رویکردی سوررئال و فانتزی نوشته شده و فضای آن سرشار از نمادها، تصاویر خیالانگیز و شخصیتهایی است که مرز میان واقعیت و رؤیا را محو میکنند. داستان حول محور مردی میچرخد که بهظاهر همهچیز را در اختیار دارد اما در بطن زندگیاش با چالشهایی عجیب و گاه طنزآمیز روبهرو میشود.
ساختار کتاب روایتی اپیزودیک و پارهپاره دارد و هر فصل ماجرایی تازه و گاه شگفتانگیز را پیش میکشد. میگوئل آنخل آستوریاس با بهرهگیری از عناصر فرهنگ بومی و اسطورهای جهانی خلق کرده که در آن اشیا، حیوانات و حتی مفاهیم انتزاعی جان میگیرند و با شخصیت اصلی وارد تعامل میشوند. این کتاب تنها داستانی دربارهی تملک و ثروت نیست، بلکه جستوجویی فلسفی دربارهی معنای داشتن و نداشتن است.