از متن کتاب:
علم الجمال یا زیبایی شناسی از علومی است که جزء روانشناسی بشمار می رود. همچنانکه منطق، علم حقیقت و اخلاق علم نیکی است، علم الجمال نیز علم زیبائی است .
زیبایی شناسی از شعور و احساسات منفعل و مظاهر زیبائی شگفت آمیز که روح از احساس آن انبساط و خرمی می یابد، بحث می کند. باید دانست لذتی که از زیبائی بظهور می آید، نتیجه تاثیری است که بواسطه دو حس عالی سامعه و باصره در ذهن حاصل می شود نه تمام حواس. مثلا آنچه حس لامسه و شامه از آن لذت و حظ می برد زیبا نیست. خوردن میوه لذیذ یا استشمام عطری مطبوع بزیبائی متصف نمیشود؛ ولی مناظر مختلف زیبا ظرافت و نازک کاریهای پرده نقاشی و الحان مهیج موسیقی نماینده زیبائی هستند.
اکثر می شود که انسان احساس شادی و مسرت می کند ولی موجب و علت آنرا نمی شناسد و بفکر کشف و جستجوی آن نمی افتد. منظور فلسفه زیبایی شناسی اینست که علل و موجبات آنرا جستجو کند. اگر چه عالم و عامی در احساس لذت بایکدیگر شریکند اما عامی همچون دانشمند و صورتگر نمی تواند احساس خود را بوسیله گفتار و کردار آشکار سازد. در شخص عامی احساسی است که حیوانات هم تا حدی دارا هستند اما در فیلسوف این احساس و الهام آمیخته بتفکر و بینائی و موشکافی می باشد. این نکته را نیز باید در نظر داشت که زیبایی شناسی تنها در زیبائی گفتگو نمی کند بلکه در زشتی هم بحث می نماید...