بخشی از نامه نیما یوشیج:
دوست من،
شعرهای شما با من به ییلاق گالش ها آمده، در گوشه دنج این جنگل و این پیش از ظهر آرام است که آنها را میخوانم. مثل اینکه پس از دیر زمانی به صدای خودم جواب می شنوم. خود من هستم که در جای دیگر جان و سلیقه دیگر گرفته و حرف میزنم. معلوم است که شما دوست من، بسیار تمرین کرده اید تا توانسته اید این فصول را باظرافت طرح کنید و با شیوه ای که مسلم در چیزنویسی شما است بهم پیوند بدهید. بعلاوه معلوم است این داستانها را شما در نتیجه حال مخصوصی و در طول مدتی تهیه کرده اید. خلق الساعه و سفارشی محض و بطور پی در پی نیست برای آنها دماغ شما نطفه گرفته، حمل برداشته و مدت خواسته است.
نویسنده:نیما یوشیج شین پرتو دو نامه از شین پرتو به نیما یوشیج و از نیما یوشیج به شین پرتو