💜رمان: #بیدل
💜نویسنده: #هانیه_عابدی
💜ژانر: #عاشقانه_معمایی_پلیسی
قسمتی از رمان
منتظر ایستاده بودم و هی از این پا به آن پا
میکردم تا باالخره از آن ساختمان غول پیکر که
چیزی کم از آسمان خراش نداشت خارج شود.مدت
ها بود رفت و آمدش را زیر نظر داشتم و چک
می کردم تابه امروز و این لحظه برسم.با دیدنش
که باالخره بعد از یک ساعت و نیم معطلی بیرون
آمد،درجا کاله کاسکتم را روی سرم گذاشتم وقابش
را پایین کشیدم.سوار موتور شدم وزیپ کاپشن
بادی َگل گشادم را باال کشیدم،داشت با تلفن حرف
می زد
منتظر ایستاده بودم و هی از این پا به آن پا میکردم تا باالخره از آن ساختمان غول پیکر که چیزی کم از آسمان خراش نداشت خارج شود.مدت ها بود رفت و آمدش را زیر نظر داشتم
اگر شما مالک حقوقی این فایل هستید، حتماَ به ما گزارش نمایید. #نسخه_اسکن یا #نسخه_الکترونیکی
اطلاعات، توضیحات و جزئیات 💜رمان: #بیدل 💜نویسنده: #هانیه_عابدی 💜ژانر: #عاشقانه_معمایی_پلیسی در این صفحه ارائه شده است.
پیش از دریافت، محتوای محصول، فرمت فایل، شرایط استفاده و سایر اطلاعات درجشده را بررسی کنید.