توجه نمایید در صورتی که به هنگام خرید با خطا در درگاه اینترنتی مواجه شدید میتوانید قبل از فشردن دکمه هزینه پرداخت درگاه اینترنتی خود را از روی شاپرک بر روی سپ یا به ملت تغییر داده و مجدد اقدام نمائید
رمان استاد متجاوز من فصل سوم
نویسنده پریا
ژانر عاشقانه و بزرگسال
این رمان یکی از رمان های جذاب و پر کشش است که هرخواننده و علاقه مند به رمان با شروع به خواندن این رمان ساعت ها ممکن است در نقش های مختلف رمان فرو برود و از خواندن و ادامه دادن و دنبال کردن رمان خسته نشود این رمان همچون بسیاری از دیگر آثار این نویسنده قوی و پر کشش است در ادامه خلاصه ی از رمان آمده است …
ضمنا رمان کامل بصورت فایل PDF مناسب و قابل اجرا بر روی هر گوشی و یا سیستم کامپیوتری را میتوانید به سادگی از این فروشگاه دانلود نمایید
در صورت هر گونه مشکلی در دانلود و یا سئوالی با زدن تیکت در سایت و یا ارتباط چت آنی مشکل را به پشتیبانی سایت اطلاع تا در اولین فرصت مشکلتان حل شود
خلاصه رمان استاد متجاوز من
“انگشت اشارمو فرو کردم تو موهام و محکم شروع کردم به خاروندن مغز نخودیم.
یه استاد احمق و زبون نفهم گیرمون افتاده که اولین جلسه ی کلاس و اومده گفته یه امتحان از ترم قبل میگیره تا برامون دوره شه. ولی اخه هرچی فکر میکنم اینا رو نداشتیم ما، نکنه من اون ترم یه کتاب اشتباه خریدم.
همونطور که با مغز پوکم کلنجار می رفتم صدای نکره ی استاد بزغاله بلند شد و اعلام کرد وقت تمومه. با قیافه ی اویزون، برگه ای رو که فقط اسمم توش نوشته شده بود و بلند کردم و با لودگی دادم دستش که چشم غره ای بهم رفت. تاریخ! هعی، تاریخ چه بدرد ادم می خوره. خیلی زرنگین بیاین آینده رو بگین.”
قسمتی از فصل سوم رمان استاد متجاوز من
مشغول شستن ظرف بودم و غرق گذشته بودم که قلبم سنگین شد و نفس حبس شدموبیرو ندادم که با شنید ن صدای طوبی برگشتم .
بااخم بهم گفت: چیکار میکنی سه ساعته؟ هنوز تموم نشد؟
اخرین بشقابم آب کشیدم و برگشتم سمتش و با بدبختی گفتم: ب...بله خ..خانم. ت..تم..موم شد .
با چندش گفت: خیلی خوب بیا برو حموم تنت بوی گند گرفته الان ارباب میاد حرف بارت میکنه، میدو نی که از کثیفی بدش میاد .
با شنید ن لحن بدش حرصی شدم اما حر فی نزدم و گفتم: چ..چش...م .
از اشپزخونه رفت ب یرو ن و با بغض و نفرت پ یشبندمو دراوردم و پرت کردم روی صندلی و دستی به صورتم کشیدم .
از اشپزخونه رفتم بیرو ن و به پذیرایی بزرگ عمارت روبروم خیره شدم. عمارت شاهرخ خان. وسیله ی انتقام من و دشمن همسرسابق من، دامون . اروم حرکت کردم به سمت اتاق کوچیک ته سالن که مخصوص خدمتکارا بود.
ویژگی منحصر فروشگاه نخبگان فارسفایل☺️(چرا باید از این سایت با خیال راحت خرید کنیم؟)
یکی از مشکلات و نگرانی ها ی کاربران برای خرید محصولات دانلودی بعد از خرید موفق عدم دانلود فایل خریداری شده به دلایل مختلف میباشد مثل (قطعی اینترنت،کندی اینترنت ، حجم بالای فایل و...) است
لذا مااین مشکل کاربران رادر سایت فروشگاهی خود حل کردیم چرا که شما کاربران به محض خرید موفق ، ضمن اینکه امکان دانلود فایل برایتان امکان پذیر میشه ☺️ شما در سایت ما همزمان ثبت نام هم شده اید و براحتی میتوانید از طریق منوی بالا سمت چپ (سه خط مورب بالا) وارد پنل کاربری خود شده و از قسمت لیست خریدها به کلیه فایل های خریداری شده در هر زمان دسترسی همیشگی داشته باشید و در صورت نیاز مجدد دانلود کنید ☺️و اصلا دیگه نباید نگران قطعی اینترنت و یا کندی اینترنت ... بعد از خرید خود برای دانلود باشید ☺️☺️
.این فایل برای فروشگاه nokhbeganirani .farsfile.ir تهیه شده است
فصل سوم رمان استاد متجاوز من ...مشغول شستن ظرف بودم و غرق گذشته بودم که قلبم سنگین شد و نفس حبس شدموبیرو ندادم که با شنید ن صدای طوبی برگشتم . بااخم بهم گفت: چیکار میکنی سه ساعته؟ هنوز تموم نشد؟