PDF رمان جانم میرود از فاطمه امبری ژانر عاشقانه

PDF رمان جانم میرود

نویسنده فاطمه امیری 

ژانر رمان: عاشقانه

تعداد صفحات: 731

خلاصه رمان:

 مهیا، دختری از یک خانوادهٔ متدین و اصیل، به دلیل دوستی با نازنین، قدم در راهی می‌گذارد که با ارزش‌های خانوادگی و شخصیت خودش در تضاد است. اما وقتی شهاب، پسر نظامی و مسجدی، برای دفاع از او زخمی می‌شود و خانوادهٔ مهدوی وارد زندگی‌اش می‌شوند، سرنوشت مهیا به کلی تغییر می‌کند. این داستان، روایتی از انتخاب‌های نادرست، پیامدهای سنگین و نجات در لحظه‌های حساس زندگی است …

قسمتی از رمان جانم میرود

مهیا روی تختش دراز کشیده بود. یک ساعتی بود که به خانه برگشته بودند. در طول راه هیچ حرفی میان خودش و مادر پدرش زده نشد. با صدای در به خودش آمد. -بیا تو. احمد آقا در را آرام باز کرد و سرش را داخل آورد: بیدارت کردم بابا. مهیا لبخند زوری زد: بیدار بودم. مهیا سر جایش نشست. احمد آقا کنارش جا گرفت دستان دخترکش را میان دست‌های خود گرفت: بهتری بابا؟ -الان بهترم. -خداروشکر خدا خیلی دوست داشت که پسر آقای مهدوی رو سر راهت گذاشت خدا خیرش بده پسر رعناییه. -اهوم. -تازه با آقای مهدوی تلفنی صحبت کردم مثل اینکه آقا پسرشون بهوش اومده فردا منو مادرت می‌خوایم بریم عیادتش،  تو میای؟ مهیا سرش را پایین انداخت. -نمی‌دونم فكر نكنم.

احمد آقا از جایش بلند شد بوسه‌ای بر روی موهای دخترش کاشت. -شبت بخیر دخترم. -شب تو هم بخير. قبل از اینکه احمد آقا در اتاق را ببندد مهیا صدایش کرد. -بابا. -جانم؟ -منم ميام. احمد آقا لبخندی زد و سرش را تکان داد: باشه دخترم پس بخواب تا فردا سرحال باشی. مهیا سری تکان داد و زیر پتو رفت. آشفته بود نمی‌دانست فردا قراره چه اتفاقی بیفتد. شهاب چطور با او رفتار می‌کند… -مهیا زودتر الان آژانس می‌رسه. -اومدم. شالش را روی سرش گذاشت کیفش را برداشت و به سمت بیرون رفت. پدرش دم در منتظرش بود با رسیدن مهیا سه تایی سوار ماشین شدن سر راه دست گلی خریدن. با رسیدن به بیمارستان نگاهی به اطراف انداخت دیشب که اینجا آمده بود اصلا حواسش نبود

که کجا اومده بود. به سمت ایستگاه پرستاری رفت. -سلام خسته نباشید. -سلام عزیزم خیلی ممنون. -اتاق آقای مهدوی، شهاب مهدوی. پرستار چیزی رو تایپ کرد: اتاق ۱۳۷. -خیلی ممنون. به طرف اتاق رفتن، دم در نفس عمیقی کشید در را زدن و وارد شدن. مهیا با دیدن افراد داخل اتاق شالش رو جلو آورد: اوه اوه اوضاع خیطه. جلو رفتن و سلام علیک کردن با همه. شهاب هم با خوش رویی جواب سلام و احوالپرسی احمد آقا و مهلا خانمو داد و در جواب سرتکان دادن مهیا آن هم سرش را تکان داد. مهیا و مادرش در گوشه‌ای کنار بقیه خانم‌ها رفتن احمد آقا هم کنار بقیه مردا ایستاد. مهیا تو جمع همه خانم و دخترای چادری غربیگی می‌کرد برای همین ترجیح داد گوشه‌ای ساکت بایستد …



 قیمت: 50,000 تومان  پرداخت و دانلود

امکان اینکه خرید شما بصورت اسکن عکس کتاب باشد وجود دارد! #نسخه_الکترونیکی_کمک_درکاهش_تولید_کاغذ


برچسب ها: Pdf رمان جانم میرود فاطمه امبری ژانر عاشقانه
دسته بندی: 🔺دیجیتال فایل های الکترونیکی » ... pdf (رمان،شعر،داستان)

تعداد مشاهده: 1979 مشاهده

فرمت محصول دانلودی:

فرمت فایل اصلی: PDF

تعداد صفحات: 731

حجم محصول:3,258 کیلوبایت


نماد اعتماد الکترونیکی


هزینه مالیات خرید را مهمان ما باشید!

درباره ما

آدرس: گناباد، بخش مرکزی، شهرک حافظ ،خیابان شهیدشوریده پلاک209 طبقه_همکف کدپستی9691958475
در سال 1391 فعالیت ما تشکیل شد. سیستمی کاملا پویا و تعاملی که به‌عنوان یک دروازه متمرکز برای دسترسی به اطلاعات، خدمات و منابع عمل میکند. تجارت آنلاین جهانی باسرعت درحال پیشرفت است. حوزه آنلاین شاپ ها و کسب کارهای اینترنتی بخش کوچکی از این صنعت فروش هستند. در کارآفرینی نیز به همینصورت الان می توانید آنلاین شاپ خود را بـسازید!

تماس با ما

"کتابخانه دیجیتالی فارس فایل" پورتالی آماده سرویس دهی خدمات برای کمک در فروش اینترنتی فایل ها و محصولات دیجیتالی الکترونیکی
مفتخریم در زمینه گسترش و توسعه فرهنگ با مشارکت شما ارزش دانش کهن باستان و علوم روز دنیا را نگهداری و حفظ نماییم.

تلفن تماس051-57261834 آیـدیfars_support ارسال آنلاین پیام در تلگـرام

آمار نشان سایت

logo-samandehi
37,675 بازدید امروز
88,399 بازدید دیروز
509,852,835 بازدید کل
28,102 تعداد کاربر
68,489 کل محصولات
تمام حقوق مادی و معنوی سایت برای فارسفایل محفوظ می باشد.
کدنویسی توسط تیم : فارسفایل