یادگیری کریستالی؛ عمیق یا وسیع؟
این موضوع در ظاهر اینگونه به نظر میرسد که عمق داشتن در تناقض و تضاد با وسع داشتن و گسترده بودن است.
اما در نظر من اینطور نیست. یادگیری کریستالی شبیه به کندن چاه است.
وقتی چاهی را میکنی احساس میکنی زمینهای اطراف را داری از دست میدهی. و فقط روی یک نقطه متمرکز شدهای. تازه اگر با عمق یافتن به چیز خاصی نرسی انگیزهات برای کندن بیشتر چاه کمتر هم میشود. اما اگر ممارست بخرج دهی و مکانیابی درستی در ابتدا انجام داده باشی، پس از مدتی به یک منبع گسترده در اعماق زمین میرسی (چیزی شبیه شکل)
یادگیری کریستالی در مقابل یادگیری قطعه به قطعه مطرح میشه. برای فهم بهتر میتونیم از مثال پازل استفاده کنیم. در بازی پازل داشتن تعداد زیادی قطعه که جای هیچ کدوم مشخص نیست ارزشی نداره، قطعات پازل وقتی ارزش پیدا می کنن که در کنار هم قرار بگیرن و طرح اصلی رو شکل بدن. یادگیری کریستالی هم میگه شما به جای ا