۱. تعریف و هدف اکتشافی: تلفیق لایههای اطلاعاتی چندگانه (زمینشناسی، ژئوشیمیایی و ژئوفیزیکی) در محیط سامانه اطلاعات جغرافیایی (GIS) جهت شناسایی مناطق امیدبخش (Prospective Zones) برای کانسارهای منگنز؛
۲. تحلیل کنترلهای زمینشناسی: شناسایی سنگهای میزبان مستعد (نظیر واحدهای رسوبی-دریایی، شیلها یا چرتها) و تعیین ارتباط با مراحل آتشفشانی-رسوبی (Volcanogenic-Sedimentary)؛
۳. پردازش دادههای ساختاری: استخراج و تحلیل تراکم گسلها، شکستگیها و زونهای خردشده به عنوان مجراهای اصلی صعود سیالات کانیساز یا تلههای ساختاری برای تجمع منگنز؛
۴. پایش ژئوشیمیایی سطحی: پهنهبندی آنومالیهای منگنز (Mn) و عناصر شاخص همراه (نظیر Ba, Fe, Co, Cu) از طریق آنالیز نمونههای آبراههای، خاک و سنگ جهت ترسیم “اثر انگشت” کانیسازی؛
۵. پردازش دادههای سنجش از دور (Remote Sensing): استفاده از نسبتگیری باندی در تصاویر ماهوارهای (مانند ASTER) جهت شناسایی آثار اکسیدهای منگنز و پهنههای دگرسانی مرتبط در سطح؛
۶. تفسیر دادههای ژئوفیزیکی: بهکارگیری دادههای مغناطیسسنجی یا ثقلسنجی جهت شناسایی واحدهای سنگی نفوذی یا زونهای تکتونیکی مدفون که به طور مستقیم یا غیرمستقیم با تشکیل ذخایر منگنز در ارتباطاند؛
۷. مدلسازی اکتشافی (Data-driven vs Knowledge-driven): انتخاب متدولوژی تلفیقی (نظیر روشهای فازی Fuzzy Logic برای مدلهای تجربی یا روش وزندهی شواهد WoE برای مدلهای آماری)؛
۸. وزندهی و نرمالسازی لایهها: تخصیص وزنهای عددی به هر لایه اطلاعاتی بر اساس میزان اعتبار و قدرت پیشبینیکنندگی آن در کنترل تشکیل ذخایر منگنز منطقه مورد مطالعه؛
۹. اعتبارسنجی و آنالیز حساسیت: ارزیابی دقت مدل نهایی با استفاده از نمودارهای ROC و انطباق خروجی مدل با کانسارهای شناختهشده (Training Sites) جهت کاهش ریسک عملیات اکتشافی؛
۱. تعریف و هدف اکتشافی: تلفیق لایههای اطلاعاتی چندگانه (زمینشناسی، ژئوشیمیایی و ژئوفیزیکی) در محیط سامانه اطلاعات جغرافیایی (GIS) جهت شناسایی مناطق امیدبخش (Prospective Zones) برای کانسارهای منگنز؛