مهدی خوشحال، یکى از افراد سازمان مجاهدین خلق، داستان خود را از زمان پیوستن به این سازمان، و فراز و نشیب هایى که در پوشش آن داشته است، تا زمان «بریدن» از مجاهدین و فرار به آلمان، در این کتاب شرح می دهد. از نکات تکان دهنده اى که درباره سیاست هاى سازمان یادشده در این کتاب آمده، شیوه هاى این سازمان در هویت زدایى از «اعضا» است؛ که از زدایش هویت فردی که با ابزار روانى شستشوى مغزى از طریق ایجاد ترس، و تمرین هاى شبانه روزى انجام می شد تا یکسان سازى و به قول نویسنده این کتاب: تا «ذوب افراد در فرد رجوى بود». مثلاً، افراد باید عبارت «اشهدان الا مسعود و مریم حجت الله» را مرتباً تکرار می کردند، تا «می توانستند کامیاب شوند و «انقلاب»شان پذیرفته شود.