دربارهٔ داستان لاک صورتی (جلال آل احمد):
این داستان که در مجموعهٔ «دید و بازدید» (۱۳۲۶) منتشر شد، یکی از داستانهایِ شاخصِ جلال آل احمد در دورهٔ اولیهٔ نویسندگیاش به شمار میرود که با نثری ساده، صمیمی و آکنده از جزئیاتِ ملموسِ زندگیِ طبقهٔ فرودستِ شهری، به روایتِ زندگیِ «هاجر»، زنی جوان و بیسواد، میپردازد که در غیابِ شوهرش (عنایت، دستفروشِ دورهگرد)، با فروختنِ چند جفت کفشِ کهنه، لاکی صورتی برای ناخنهایش میخرد. اما وقتی شوهرش از سفر برمیگردد و این خریدِ بهظاهر بیاهمیت را میبیند، با خشونت و فریاد، او را کتک میزند و لاک را از او میگیرد. آل احمد در این داستانِ کوتاه، با استفاده از نمادِ «لاک صورتی» بهعنوانِ استعارهای از آرزوهایِ کوچکِ زنانه، زیبایی، و هویتِ فردیِ زنان در جامعهای که آنها را بهعنوانِ موجوداتیِ وابسته و بیاراده میشناسد، به نقدِ عمیقِ فقر، بیسوادی، مردسالاری و خشونتِ خانگی میپردازد و با پایانیِ تأملبرانگیز (که در آن هاجر، لاک را میتراشد و شیشهاش را با روغنِ عقربی پر میکند)، نشان میدهد که چگونه نظامِ سرکوبگرِ سنت، حتی کوچکترین تمایلاتِ فردیِ زنان را نیز خفه میکند. این داستان از جمله آثارِ کلاسیک و تأثیرگذارِ ادبیاتِ داستانیِ ایران در نقدِ ساختارهایِ اجتماعی و جنسیتی است.
این داستان کوتاه، روایتی واقعگرایانه و تأملبرانگیز از زندگیِ زنی فقیر و بیسواد در تهرانِ دههٔ ۱۳۳۰ است که با خریدنِ لاک صورتی برای ناخنهایش، به ناگاه با واکنشِ خشونتآمیزِ شوهرِ سنتیاش مواجه میشود و این برخورد، نمایانگرِ کشمکشِ میانِ آرزوهایِ کوچکِ زنانه و سنتهایِ سختِ مردسالارانه است.