دربارهٔ داستان گجسته دژ (صادق هدایت):
این داستان که در مجموعهٔ «سه قطره خون» (۱۳۱۱) منتشر شد، از جمله آثار کمترشناختهشده اما عمیق هدایت به شمار میرود که با نثری شاعرانه، رویایی و آکنده از نمادهای اسطورهای و روانکاوانه، به روایتِ سفرِ راوی به دژی کهن و متروک به نام «گجسته دژ» (به معنی «دژِ ملعون» یا «دژِ نفرینشده») میپردازد. هدایت با فضاسازیای مرموز، تاریک و پرابهام، خواننده را به سفری در میانِ خاطرات، رویاها و ترسهایِ ناخودآگاهِ راوی میبرد و از خلالِ این سفرِ نمادین، به پرسشهایِ بنیادین دربارهٔ ماهیتِ وجود، مرگ، عشق و هویت پاسخ میدهد. عنوان «گجسته دژ» (که برگرفته از واژگانی در زبانِ پهلوی و اساطیرِ ایرانی است) بهعنوانِ نمادی از جهانِ مردگان، ناخودآگاهِ جمعی و یا سرزمینِ رؤیاها و کابوسها عمل میکند و راوی را با جنبههایِ پنهان و ترسناکِ وجودِ خویش روبهرو میسازد. این داستان با پایانیِ باز و تأملبرانگیز، از جمله آثاری است که نشاندهندهٔ تواناییِ هدایت در آفرینشِ فضاهایِ سوررئال و ذهنی و نیز دغدغهٔ همیشگیِ او برایِ کندوکاو در اعماقِ روانِ انسان است.
این داستان کوتاه، روایتی تمثیلی و تأملبرانگیز از سفرِ شخصیتی به دژی متروک و پررمزوراز است که با فضایی وهمانگیز و نمادین، به کاوش در مضامین مرگ، تنهایی و پوچی میپردازد.