دربارهٔ کتاب کوراوغلو و کچل حمزه (صمد بهرنگی):
این اثر که در سال ۱۳۴۶ منتشر شد، یکی از بازنویسیهای معروف صمد بهرنگی از داستانهای حماسی و فولکلوریک آذربایجانی به شمار میرود که با نثری ساده، روان و آکنده از طنزی لطیف و اجتماعی، به روایتِ بخشی از ماجراهایِ «کوراوغلو» (پسرِ روشن یا کورزاد)، قهرمانِ اسطورهایِ مردمِ آذربایجان، در مبارزه با ظلم و ستمِ خانها و پاشاهایِ عصرِ شاه عباس صفوی میپردازد. داستان با زمینهچینیای از وقایع اجتماعی و سیاسی (از جمله قیامِ جلالیلر و شورشهایِ مردمی علیه فئودالها) آغاز میشود و سپس به روایتِ زندگیِ علیکیشی (پدرِ کوراوغلو) میپردازد که به دستورِ حسنخان، چشمانش را درمیآورند و او با دو کرهاسبِ افسانهای (قیرآت و دورآت) و پسرش روشن به کوهستانِ چنلیبنل پناه میبرد. سالها بعد، روشن با نامِ «کوراوغلو» (فرزندِ نابینا) به سرکردگیِ پهلوانانِ چنلیبنل میرسد و به مبارزه با خوانین میپردازد. بخشِ اصلیِ کتاب به ماجرایِ خیانتِ «کچل حمزه» (که از سویِ حسنپاشا برایِ دزدیدنِ اسبِ کوراوغلو به چنلیبنل فرستاده میشود) و تلاشِ کوراوغلو برایِ پسگرفتنِ اسبش و انتقام از دشمنان اختصاص دارد. بهرنگی با حفظِ فضایِ حماسی و عامیانهٔ اصلِ داستان، از خلالِ این روایتِ پرماجرا، به نقدِ ظریفِ ظلمِ طبقاتی، قدرتِ استبدادی، و نیز ارزشهایی چون وفاداری، شجاعت و عدالتخواهی میپردازد و با شخصیتپردازیِ زنده و باورپذیر، این داستانِ کهن را برای کودکان و نوجوانان (و حتی بزرگسالان) جذاب و آموزنده میسازد.
این کتاب بازآفرینی داستانی حماسی و فولکلوریک از مبارزات کوراوغلو، قهرمان اسطورهای آذربایجان، علیه ظلم خانها و پاشاهاست که با نثری ساده و جذاب برای نوجوانان روایت شده است.