دربارهٔ داستان ماجرای دوست داشتن تولستو (عزیز نسین):
این داستان کوتاه از عزیز نسین، نویسندهٔ شهیر طنزپرداز ترکیهای، با زبانی ساده، روان و آکنده از طنزی تلخ و تأملبرانگیز، به روایتِ دیدارِ اتفاقیِ راوی با پیرمردی هفتادساله در میخانهای غریب میپردازد که تمامیِ عمر خود را وقفِ جستجویِ عشقی به نام «تولستو» کرده است. پیرمرد با شور و شوقی کودکانه، از دیدارهایِ گاهوبیگاهِ خود با تولستو در شهرهای مختلف و در سنینِ گوناگون سخن میگوید و توضیح میدهد که چگونه با فریاد زدنِ نامِ تولستو در میادین عمومی و فرستادنِ تلگرافهایی با مضمون «ترا دوست دارم تولستو» به نشانیهای واهی، به زندگیِ خود معنا میبخشد و وجودِ خویش را به دیگران اثبات میکند. نسین در این داستانِ کوتاه، از خلالِ این شخصیتِ عجیب و این عشقِ انتزاعی، به نقدِ ظریفِ تنهاییِ انسانِ مدرن، جستجویِ معنا، و نیز میلِ انسان به «دیده شدن» و «به رسمیت شناخته شدن» از سوی دیگران میپردازد. پایانِ داستان که در آن راویِ جوان نیز با الهام از این پیرمرد، برای معشوقِ خود (مخاطبِ داستان) تلگرافی با همان مضمون میفرستد، بر این نکته تأکید میکند که شاید همهٔ ما، به نوعی، در جستجویِ «تولستو»ی خود هستیم.
این داستان کوتاه، روایتی تأملبرانگیز و طنزآمیز از عشقی یکسویه و انتزاعی است که در آن راوی، در جستجویِ معشوقی خیالی به نام «تولستو»، به سفری بیپایان در شهرها و زمانهای گوناگون میپردازد.