دربارهٔ داستان عربی (جیمز جویس):
این داستان که در مجموعهٔ «دوبلینیها» (۱۹۱۴) منتشر شد، یکی از معروفترین و تأثیرگذارترین داستانهای کوتاه جیمز جویس به شمار میرود که با نثری دقیق، شاعرانه و آکنده از نمادهای روانکاوانه، به روایتِ زندگیِ پسرکِ نوجوانی میپردازد که عاشقِ دخترِ بزرگتر از خود (خواهرِ دوستش) شده است و با وعدهٔ خریدنِ هدیهای برای او از بازارِ عربی، سفری اودیسهوار را در خیال و سپس در واقعیت آغاز میکند. جویس در این داستانِ کوتاه، با فضاسازیای دقیق از دوبلینِ سرد، خاکستری و مذهبیِ اوایل قرن بیستم، به کاوش در تضاد میانِ رؤیاهایِ شاعرانهٔ کودکی و واقعیتِ تلخِ زندگیِ بزرگسالی میپردازد و نشان میدهد که چگونه اولین شکستِ عشقی و فروپاشیِ آرمانها، بهعنوانِ تجربهای تلخ اما سازنده، در شکلگیریِ شخصیتِ انسان نقش دارد. پایانِ باز و تأملبرانگیزِ داستان («چشمهایم را از خشم و شرم سوزاند») که یکی از بهیادماندنیترین پایانبندیهای ادبیات داستانی است، آن را به شاهکاری بینظیر در ژانرِ داستانِ کوتاهِ مدرن تبدیل کرده است.
این داستان کوتاه، روایتی تأملبرانگیز و روانکاوانه از کودکی است که در جستجویِ عشق و رؤیا، سفری ناموفق به یک بازار شرقی (بازار عربی) را تجربه میکند و با فروپاشیِ آرمانهایش روبهرو میشود.