درباره کتاب جدال علم و فلسفه در اندیشۀ مارکس (نادر انتخابی):
این کتاب که در سال ۱۳۶۰ منتشر شد، یکی از آثار تأملبرانگیز در سنت مارکسیستی ایرانی به شمار میرود که با نثری دقیق و فلسفی، به بررسی این پرسش میپردازد که آیا مارکس به عنوان یک «دانشمند» جامعه به دنبال قوانین عینی تاریخ بود یا به عنوان یک «فیلسوف» به دنبال رهایی انسان. انتخابی با تکیه بر متون اصلی مارکس، از جمله «مانیفست»، «سرمایه» و «دستنوشتههای اقتصادی-فلسفی ۱۸۴۴»، به کندوکاو در مفاهیمی چون «دیالکتیک»، «از خودبیگانگی» و «ماتریالیسم» میپردازد و نشان میدهد که چگونه رویکرد علمی مارکس، هرگز از آرمانهای رهاییبخش فلسفه جدا نبوده است. نویسنده با نگاهی انتقادی، به نقد تقلیلگراییهای پوزیتیویستی و نیز ایدهآلیسمِ هگلیِ موجود در تفسیرهای رقیب از مارکس پرداخته و خوانشی دیالکتیکی و یکپارچه از اندیشهی او ارائه میدهد. این کتاب، به دلیل عمقِ تحلیل و رویکردِ منحصربهفردِ آن در مواجهه با یکی از اساسیترین دوگانههای مارکسیسم، در محافل روشنفکری ایران تأثیرگذار بوده و همچنان به عنوان یکی از منابع اصلی در مطالعات مارکس شناسی در ایران محسوب میشود.
این کتاب، پژوهشی تحلیلی در باب نسبت و تنش میان رویکرد علمی (ماتریالیسم تاریخی) و بنیادهای فلسفهی هگلی در نظام فکری کارل مارکس است و تلاش میکند تا این دو ساحت را در دیالکتیک مارکس آشتی دهد.