درباره کتاب آگاهی (سوزان بلکمور):
این کتاب به چالشکشیدن باورهای رایج دربارهی «خود» و «ارادهی آزاد» اختصاص دارد و استدلال میکند که آگاهی، برخلاف تصور سنتی، یک نمایشگر درونی نیست، بلکه حاصل انبوهی از فرایندهای ناخودآگاه و تقلیدهای فرهنگی (مِمها) است. بلکمور با نثری روشن و مثالهای روزمره، به توضیح نظریهی «مِمها» که پیشتر توسط ریچارد داوکینز مطرح شده، میپردازد و نشان میدهد که چگونه واحدهای فرهنگی، مانند ژنها، برای بقا و تکثیر خود از مغز انسان به عنوان میزبان استفاده میکنند. او با تکیه بر مطالعات عصبشناسی و آزمایشهای روانشناختی، این ایده را پیش میکشد که احساس «داشتن یک خودِ مرکزی» صرفاً یک توهم مفید برای هماهنگی رفتارهای پیچیدهی اجتماعی است. کتاب همچنین به پیامدهای این دیدگاه برای اخلاق، مسئولیتپذیری و معنای زندگی میپردازد و چالشی جدی برای انسانشناسی فلسفی سنتی به شمار میرود. این اثر که در اوایل دههی ۲۰۰۰ میلادی منتشر شد، به دلیل رویکرد بینرشتهای و جسارت در نقد مفاهیم بنیادین، در محافل علمی و عمومی بازتاب گستردهای داشته است.
این کتاب، پژوهشی در حوزهی علوم شناختی و فلسفهی ذهن است که با تکیه بر نظریهی «مِمِتیک» و روانشناسی فرگشتی، به بررسی ریشهها، کارکردها و توهمات آگاهی انسانی میپردازد.