درباره کتاب درهای ادراک (آلدوس هاکسلی):
این کتاب بر اساس تجربهٔ شخصی نویسنده در میِ ۱۹۵۳ و پس از مصرف چهار دهم گرم مِسکالین نوشته شده است . هاکسلی در این اثر، با الهام از شعر «ازدواج بهشت و دوزخ» اثر ویلیام بلیک، جهان پیرامون را پس از مصرف ماده توصیف میکند و از دیدن زیبایی و بینهایت در اشیای عادی و روزمره میگوید . او در مقالهٔ دوم، «بهشت و دوزخ»، به کاوش در تجارب عرفانی و حالات خلسهآمیز میپردازد و استدلال میکند که این تجارب، چه از طریق روزه، مراقبه یا مواد، میتوانند ابعادی از واقعیت را نمایان کنند که معمولاً توسط مغز به عنوان یک «شیر فشار» برای بقا فیلتر میشوند . این کتاب که به یکی از متون بنیادین جنبش روانگردانها در دهه ۱۹۶۰ تبدیل شد، با وجود بحثهای فراوان دربارهٔ معتبر بودن یا نبودن تجربهٔ عرفانیِ ناشی از مواد، همچنان به عنوان اثری تأثیرگذار در زمینهٔ فلسفه ذهن و ادراک شناخته میشود .
این کتاب، شامل دو مقالهٔ کلاسیک «درهای ادراک» (۱۹۵۴) و «بهشت و دوزخ» (۱۹۵۶) است که در آنها، هاکسلی تجربهٔ خود را از مصرف مِسکالین، یک مادهٔ توهمزا، گزارش میدهد و به بررسی فلسفی و روانشناختیِ چگونگیِ تغییرِ آگاهی و ادراک میپردازد .