درباره کتاب فلسفه در عصر تراژیک یونانیان (فریدریش نیچه):
این کتاب که پس از مرگ نیچه در سال ۱۹۱۳ منتشر شد، در واقع متن سخنرانیهای او در دانشگاه بازل در سال ۱۸۷۲ است که در ابتدا به عنوان مکملی برای کتاب «زایش تراژدی» نوشته میشد و نام اولیه آن «فیلسوف به مثابه پزشک فرهنگ» بود . نیچه در این اثر، به جای روایتی تاریخی از سیر فلسفه، با انتخابی آگاهانه، شخصیت و نبوغ فیلسوفان پیشاسقراطی را ستایش میکند و هدف خود را آشکار کردن «انسان بزرگ» در پسِ نظریات آنان میداند . او در این کتاب، آناکسیماندر را به عنوان بدبینِ بدوی (نمونه اولیه شوپنهاور) معرفی میکند که پرسش از چرایی زوال اشیا را مطرح ساخت، سپس هراکلیتوس را در تقابل با او قرار داده و جهانِ شدن را با استعارههایی چون «بازی کودک» و «آتش» توجیه میکند و در نهایت، پارمنیدس را به دلیل گریز از جهان محسوس و پناه بردن به عالم «هستی» یکسره، مورد نکوهش قرار میدهد . نیچه با این اثر، در واقع از تاریخ فلسفه برای نقد فرهنگ مدرن و غلبه بر بدبینی شوپنهاوری بهره میگیرد و پرسش از سبک زندگی و منش فیلسوف را محور اصلی فلسفهورزی قرار میدهد.
این کتاب که به صورت یک دستنوشته ناتمام باقی مانده است، به بررسی آرای فیلسوفان پیشاسقراطی مانند تالس، آناکسیماندر، هراکلیتوس و پارمنیدس میپردازد و نشان میدهد که چگونه فلسفهورزی آنان با نگاه تراژیک به زندگی پیوندی ناگسستنی داشته است.