درباره کتاب شیطان و خدا (ژان پل سارتر):
این نمایشنامه که در سال ۱۹۵۱ منتشر شد و نخستین بار در تئاتر آنتوان پاریس به روی صحنه رفت ، واپسین اثرِ مهمِ سارتر در قالبِ نمایشنامه محسوب میشود . این کتاب در سه پرده و یازده صحنه، آزمونِ اخلاقیِ گوتس را در قالبِ شرطبندی با کشیشی به نام هاینریش به تصویر میکشد . شخصیت اصلی که برگرفته از گوتس فون برلیشینگن (اسطورهی نمایشنامهایِ گوته) و نیز ژان ژنه است، در جستوجویِ «نیکیِ مطلق» به شکست میخورد و درمییابد که تنها از طریقِ همراهی با «نَستی»، رهبرِ شورشیان، میتواند کنشِ واقعی و تاریخی انجام دهد . سارتر با این اثر، که یکی از نمایشنامههای فلسفیِ برجستهی قرن بیستم به شمار میرود، استدلال میکند که نیکی و بدیِ مطلق، هر دو پوچ و سرشار از ریا هستند و ارزشِ حقیقی، در انتخابِ آگاهانه و عملِ جمعی برای عدالت تاریخی نهفته است . نقلِ قولِ مشهورِ گوتس در این نمایشنامه، یعنی «خدا تنهاییِ انسانهاست»، به خوبی نشاندهندهی اوجِ تفکرِ اگزیستانسیالیستیِ سارتر دربارهی رهاییِ انسان از قیدِ ارزشهایِ مطلق است .
این نمایشنامه، که سارتر آن را دنبالهای بر «دستهای کثیف» میدانست، داستانِ گوتس، جنگسالارِ نامشروعِ سدهی شانزدهم آلمان را روایت میکند که در میانِ جنگِ دهقانان، از قساوتِ مطلق به خیرخواهیِ مطلق و سپس به کنشِ انقلابیِ جمعی دست مییابد.