درباره کتاب تعلیق (ژان پل سارتر):
این رمان که در سال ۱۹۴۵ منتشر شده، یکی از متفاوتترین و دشوارترین آثار داستانی سارتر به شمار میرود. ساختار کتاب غیرخطی و آزمایشگاهی است: شخصیتها نام و هویت ثابتی ندارند، مدام جابهجا میشوند و حتی نویسنده به عنوان یک شخصیت وارد داستان میشود. سارتر با این تکنیک، مفهوم «تعلیق» را هم در فرم (قطع شدن ناگهانی صحنهها) و هم در محتوا (شخصیتهایی که قادر به تصمیمگیری نیستند) پیاده کرده است. فضای داستان یادآور نمایشنامه «در بسته» سارتر است، با این تفاوت که به جای جهنم پس از مرگ، جهنم «اینجا و اکنون» و در انتظاری توخالی روایت میشود. شخصیتها مدام درباره آزادی، اصالت، و «عمل کردن» صحبت میکنند، اما هیچکدام دست به هیچ اقدامی نمیزنند. این کتاب وارونهی «تهوع» است: اگر در تهوع، قهرمان با «بودنِ اضافی» جهان روبهرو میشد، در «تعلیق» قهرمانان با «نبودنِ معنا» مواجهند. سارتر این اثر را در اوج جنگ جهانی دوم و در حالی که خود اسیر جنگی بود نوشت و برخی منتقدان آن را استعارهای از فرانسه اشغالشده میدانند: کشوری که منتظر آزادی است، اما نمیداند پس از آن چه باید بکند. این رمان جزو چالشبرانگیزترین و کمخواندهشدهترین آثار سارتر است، اما برای درک فلسفه اگزیستانسیالیسم او اثری حیاتی به شمار میرود.
در فضای یک هتل لوکس در شهری اشغالشده، گروهی از روشنفکران و هنرمندان منتظر خبری مهم هستند؛ اما هیچ اتفاق مشخصی نمیافتد. گویی همهچیز در تعلیقی بیپایان معلق است و شخصیتها در انتظاری عبث، درون خود و روابطشان فرو میریزند.