درباره کتاب توپ مرواری (صادق هدایت):
این کتاب یکی از حساسترین و سیاسیترین آثار صادق هدایت است که در زمان حیاتش در ایران اجازه انتشار نیافت و اولین بار در سال ۱۹۸۶ در آمریکا توسط انتشارات مزدا به کوشش ایرج بشیری منتشر شد. این کتاب در فضایی از طنز سیاه و نثری شبیه به داستانهای عامیانه، به شرح سرگذشت تاریخی یک توپ جنگی از جنس مروارید میپردازد که در میدان ارگ تهران نصب شده بود. در دوران قاجار، خرافات بسیاری درباره قدرت دعاپذیری این توپ شکل گرفته بود و مردم برای گرفتن حاجت به آن توسل میجستند و حتی تصور میکردند با مالیدن خود به آن، بیماریشان شفا مییابد. هدایت در این داستان با استفاده از این نماد، قدرت را به عنوان «توپی» تصویر میکند که از دست یک گروه ستمگر به گروه دیگر منتقل میشود و توده مردم در این میان نقشی جز توسل و خرافه ندارند. او نه تنها شاهان قاجار را به باد استهزا میگیرد، بلکه روحانیون و روشنفکران مدعی را نیز هدف نقد تند خود قرار میدهد و پیشبینی میکند که انقلاب آینده نیز گرفتار همان چرخهٔ خرافه و قدرت خواهد شد. این کتاب در قالب جُستاری بلند و آکنده از ارجاعات تاریخی و فولکلوریک نوشته شده و برخلاف شهرت هدایت به داستانهای روانشناختی (مانند بوف کور)، اثری است سیاسی، جامعهشناسانه و از اسناد درخور توجه در نقد سنت و خرافه در ایران معاصر.
این کتاب نثری طنزآمیز و سیاهمستند است که با نگاهی مردمشناسانه و جامعهشناسانه، خرافهپرستی و تحقیر خودخواستهٔ ایرانیان را در قالب داستان یک توپ جنگی قاجاری به نقد میکشد.