درباره کتاب طلا در مس (رضا براهنی):
رضا براهنی، شاعر، منتقد ادبی و رماننویس نامآشنای ایرانی، این کتاب را در سال ۱۳۴۵ منتشر کرد و به یکی از آثار مهم و بحثبرانگیز جریان «رمان نو» و «موج سوم» ادبیات داستانی ایران تبدیل شد. داستان حول «توبا» میچرخد؛ دختری فقیر و بیسواد که به دلیل فقر و آزار پدر، از خانه فرار میکند و به دنبال کار، وارد خانه یک روشنفکر چپگرا به نام «آرش» میشود. براهنی با نثری شاعرانه، آهنگین و در عین حال سخت و بریده بریده (متأثر از نویسندگانی مانند ویلیام فاکنر و جیمز جویس)، لایههای درونی این دو شخصیت را به موازات هم پیش میبرد: توبا که بدنش برای بقا در «بازار مس» (فقر و فحشا) له میشود اما روحش همچنان مثل «طلا» درون مس میدرخشد، و آرش که همه چیز دارد اما از «سرماخوردگی روشنفکری» و ناتوانی در عمل رنج میبرد. این رمان به دلیل ساختار پیچیده و غیرخطی، استفاده از جریان سیال ذهن، و نقد تند اوضاع سیاسی و اجتماعی آن سالها (از جمله نفوذ حزب توده و استبداد شاه) با ممیزی گسترده روبرو شد و براهنی را به یکی از چهرههای جنجالی ادبیات معاصر تبدیل کرد. «طلا در مس» تلاشی است برای آفرینش «رمانی مدرن و بومی» در ایران که هم به درد اجتماعی بپردازد و هم از تکنیکهای روز دنیا بهره ببرد.
این رمان داستان زنی به نام «توبا» و مردی روشنفکر به نام «آرش» را در فضای سیاسی و اجتماعی پرتلاطم دهه ۱۳۳۰ و ۱۳۴۰ ایران روایت میکند. براهنی در این اثر، تقابل سنت و مدرنیته، فقر و روشنفکری، و رنج زنان طبقه پایین جامعه را به تصویر میکشد.