درباره رمان آخرین گرگ (لاسلو کراسناهورکایی):
این رمانِ فلسفی اولین بار در سال ۲۰۰۹ به زبان مجارستانی منتشر شده و با ترجمهی جورج سیرتس در سال ۲۰۱۶ وارد بازار کتاب جهان شد . این رمانِ (در واقع رمان کوتاه) بسیار تجربی به خاطر ساختار منحصربهفردش شناخته میشود: روایت در یک جملهی بینقطه و بدون وقفه دنبال میشود که خواننده را در جریان سیال ذهن راوی گرفتار میکند . این کتاب که در ادامهی «ماجرای هرمان» (متشکل از دو داستان هرمان و ۱ هرمان ) منتشر شده۲، سبکی به شدت شاعرانه و عمیقاً فلسفی دارد و به پرسشهایی بنیادین دربارهی «بیثمری» و «حقارت» هستی میپردازد . کراسناهورکایی که برندهی جایزهی بینالمللی منبوکر در سال ۲۰۱۵ است، به دلیل فضاسازی آخرالزمانی و شیوهی روایت «بدون نقطه» اش، توسط سوزان سانتاگ با گوگول و ملویل مقایسه شده است .
فیلسوفی بازنشسته و شکستخورده در باری در برلین، تمام ماجرای یک سفر کاری عجیب به اسپانیا را در یک جملهی بلند هفتاد صفحهای روایت میکند . این روایت که برای بارتندر و به منظور زنده نگه داشتن خاطره، به داستان انقراض آخرین گرگ منطقهی اکسترامادورا ختم میشود، تصویری از سرخوردگی و پوچی را ترسیم میکند.