درباره کتاب سرگیوس پدر (لئو تولستوی):
این اثر داستانی بلند یا رمان کوتاه است که تولستوی آن را در سال ۱۸۹۰ نوشت، اما به دلیل مخالفت با سانسور کلیسا، تا پس از مرگش در سال ۱۹۱۱ منتشر نشد. داستان درباره استپان کاساتسکی، شاهزاده جوان و مغروری است که پس از اطلاع از رابطه ناموسی معشوقهاش با تزار، زندگی اشرافی را رها کرده و به صومعه میرود. او سالها با ریاضتهای شدید، به مقام «سرگیوس پدر» میرسد و صاحب کراماتی خیالی میشود، اما در درون همچنان مغرور و تشنه تحسین است تا اینکه یک روز در آزمونی سخت، تمام ظواهر تقدس فرو میریزد. تولستوی با زبانی ساده و روان اما ژرف، سرگیوس را نه یک قدیس که انسانی سرگشته و بیمار از خودبینی به تصویر میکشد. پایان داستان که سرگیوس به مسافرت بیهدف و زندگی در میان راندهگان جامعه روی میآورد، بیانیۀ تولستوی علیه کلیسای رسمی و در ستایش ایمان فروتنانه و بیادعاست. این اثر از قویترین نقدهای ادبی بر خودبزرگبینی دینی است.
این داستان کوتاه روایت زندگی شاهزادهای جاهطلب است که پس از شکست در عشق، ناگهان به گوشهنشینی و تقدس روی میآورد. تولستوی به نقد ریا و خودفریبی در مسیر کمال روحانی میپردازد.