درباره کتاب ساعتها (آگاتا کریستی):
این رمان که نخستین بار در سال ۱۹۶۳ منتشر شد، یکی از هوشمندانهترین و از نظر فنی مبتکرانهترین آثار آگاتا کریستی (۱۹۷۶-۱۸۹۰) در مجموعه «هرکول پوآرو» محسوب میشود. داستان با کشف جسد مردی ناشناس در اتاق نشیمن یک زن جوان به نام «شیلا وب» آغاز میشود – با این تفاوت که شیلا وب اعلام میکند اصلاً صاحب خانه نیست و تازه چند ساعت است به عنوان منشی به آنجا نقل مکان کرده است. وقتی پلیس وارد میشود، چهار شاهد (از جمله یک پیرزن ناشنوا و یک خدمتکار ترسو) هر کدام زمان متفاوتی برای شنیدن صدای قتل یا دیدن افراد مشکوک گزارش میدهند. پوآرو که به طور تصادفی در همسایگی زندگی میکند، وارد ماجرا میشود و به جای تمرکز بر سرنخهای فیزیکی، بر روی معمای «زمانها» متمرکز میگردد: چرا یک ساعت دیواری و یک ساعت مچی هر دو در زمان متفاوتی متوقف شدهاند؟ چرا شاهدها نمیتوانند توافق کنند؟ کریستی در این کتاب از تکنیک «راوی غیرقابل اعتماد» استفاده کرده و تا اواسط داستان، حتی خواننده هم نمیداند کدام یک از شخصیتها واقعاً قاتل است و کدام یک صرفاً شاهد. منتقدان «ساعتها» را از نظر پیچیدگی طرح، در ردیف شاهکارهایی چون «قتل در قطار سریعالسیر شرق» و «ده بچه زنگی» قرار دادهاند.
این رمان معمایی پیچیده درباره قتلی است که در یک خانه طبقه متوسط در حومه لندن رخ میدهد و چهار شاهد، چهار زمان متفاوت برای وقوع جنایت ارائه میدهند. کارآگاه هرکول پوآرو باید دریابد کدام یک از این ساعتها درست است و چرا دیگران دروغ میگویند.