درباره رمان سرگذشت حاجی مراد (لئون تولستوی):
این کتاب واپسین شاهکار تولستوی است که در سالهای ۱۸۹۶ تا ۱۹۰۴ نوشته و پس از مرگش در سال ۱۹۱۲ منتشر شد، و خود نویسنده آن را «پرافتخارترین کار» دوران پختگیاش مینامید. داستان بر اساس شخصیت حقیقی حاجیمراد، یکی از سرداران امام شمیل در مقاومت قفقاز، ساخته شده که پس از اختلاف با شمیل به روسها پناهنده میشود، اما وقتی خبر میشنود خانوادهاش در دست شمیل در خطرند، دوباره میگریزد و نهایتاً کشته میشود. تولستوی این سقوط و صعود و سقوط دوباره را دستمایهای میکند برای نشان دادن پوچی تمام قدرتهای مطلق؛ چه تزار نیکلای یکم (که در کتاب به عنوان موجودی خودشیفته و بیرحم ترسیم شده) و چه امام شمیل (که به همان اندازه بیرحم است). روایت بین دو لایه جابهجا میشود: جزئیات دقیق و مردمشناسانه از زندگی روستاییان و عشایر قفقاز (آداب مهمانی، خونبس، آوازهای کوهستانی) و صحنههای بیرحمانه شکنجه و اعدام در دربار روسی. حاجیمراد شخصیتی است اسطورهای و در عین حال انسانی، با شهامتی که در مرز جنون قرار دارد و عشقی به خانواده که نابودی خودش را رقم میزند. سبک کتاب خشک، عریان و فاقد هرگونه احساساتگرایی است، درست مانند نگاه تولستوی به مرگ: بیآلایش، تلخ و حقیقی.
این رمان کوتاه بر اساس داستان واقعی رهبر شورشی قفقازی نوشته شده که از مجاهدان جداییطلب به سرباز تزار میپیوندد و دوباره فرار میکند. تولستوی در این اثر، تقابل تمدن روسی با فرهنگ کوهستانی قفقاز و پوچی جنگ را به تصویر میکشد.