درباره کتاب نانا (امیل زولا):
این رمان که در سال ۱۸۸۰ منتشر شده، از جنجالیترین آثار امیل زولا، بنیانگذار مکتب ناتورالیسم در ادبیات فرانسه، به شمار میرود. داستان در سال ۱۸۶۷ و در تئاتر واریته پاریس آغاز میشود، جایی که نانا با نمایشی مبتذل و صدایی ضعیف تمام تماشاگران را مسحور میکند . زولا با روش علمی و عاری از داوری اخلاقی، به بررسی تاثیر وراثت و محیط بر سرنوشت انسان میپردازد و نانا را به عنوان «هیولایی طلایی» تصویر میکند که نماد فساد و انحطاط امپراتوری دوم فرانسه است . شخصیتهای این کتاب قربانیان بیچاره نیستند، بلکه مردانی از طبقه اشراف و بورژوازی هستند که با اشتیاق خود را در کام نابودی میاندازند و زولا این فرآیند نابودی را با جزئیاتی دقیق و صحنههایی انبوه از تباهی اخلاقی به تصویر میکشد . اوج رمان در پایان رخ میدهد: نانا بر اثر آبله میمیرد و در حالی که چهرهاش به تودهای از چرک و خون تبدیل شده، جمعیت بیرون از پنجره برای آغاز جنگ با پروس فریاد میکشند و این پایان امپراتوری را همزمان با پایان زندگی نماد فساد آن رقم میزند . این کتاب به دلیل نگاه بیپرده به روسپیگری و سقوط اخلاقی، با واکنش شدید «جامعه محترم» روبرو شد اما امروزه به عنوان یکی از شاهکارهای ادبیات فرانسه شناخته میشود .
این رمان نهمین جلد از مجموعه بیست جلدی «روگن ماکار» است و داستان نانا کوپو، دختر یک الکلی و کارگر لباسشویی، را روایت میکند که از فحشای خیابانی به یکی از تأثیرگذارترین روسپیان طبقه بالای پاریس تبدیل میشود. او هر مردی را که به او نزدیک میشود، نابود میکند و این کار را نه از روی نقشه، بلکه صرفاً با