درباره رمان اشتیلر (ماکس فریش):
این کتاب که در سال ۱۹۵۴ منتشر شده، یکی از مهمترین رمانهای آلمانیزبان قرن بیستم به شمار میرود و ماکس فریش، نمایشنامهنویس و رماننویس بزرگ سوئیسی، آن را در قالب یک دفترچه خاطرات چندلایه روایت میکند. شخصیت اصلی، مردی به نام اشتیلر که زیر نام مستعار «وایت» زندگی میکند، دستگیر میشود و دادستان سابقش که دوست دوران جوانیاش بوده، سعی میکند با آوردن مدارک، عکسها و شهادت همسر سابقش هویت واقعی او را اثبات کند. اما اشتیلر سرسختانه تکرار میکند: «آن مرد (اشتیلر سابق) من نیستم، او یک مجسمهساز شکستخورده، یک شوهر خیانتکار و یک انسان مرده است.» رمان به تدریج نشان میدهد که مسئله «بودن یا نبودن خود» چقدر میتواند پیچیده و دردناک باشد؛ آنجا که خاطرات دیگران از ما، با تصویر درونی ما از خودمان همخوانی ندارد. فریش با ترکیبی از ژانر معمایی، روانکاوانه و فلسفی، این سؤال را طرح میکند: آیا ما همان کسی هستیم که دیگران میبینند، یا مجازیم «از هویت خود استعفا دهیم»؟ سبک کتاب پیچیده، سرشار از فلاشبک، دفترچهنوشتههای موازی، و گفتوگوهای نفسگیر دادگاه است.
این رمان داستان تکاندهنده مجسمهسازی به نام اشتیلر است که در سوئیس با هویت جعلی زندگی میکند و در دادگاه انکار میکند که «همان کسی» است که خانواده و دوستانش میشناسند. نویسنده مسئله هویت و امکان «تغییر کامل خود» را در قالب یک معمای حقوقی و عاطفی واکاوی میکند.