درباره کتاب مهمان (آلبر کامو):
این داستان که در سال ۱۹۵۷ در مجموعه «تبعید و پادشاهی» منتشر شده، یکی از برجستهترین نمونههای فلسفه ابزوردیسم و اگزیستانسیالیسم در قالب داستان کوتاه به شمار میرود . کامو که خود در الجزایرِ تحت استعمار فرانسه زیسته، از طریق شخصیت «دارو»، معمای اخلاقی «میزبانی» در برابر «دشمن» و بیطرفی محال را در کشاکش جنگ الجزایر به تصویر میکشد . عنوان فرانسوی «L’Hôte» عمداً دوپهلو است و هم به «میزبان» و هم به «مهمان» اشاره دارد، چراکه نقش این دو در طول داستان جا به جا میشود . نویسنده با نثری عریان و سرد، لحظهای را روایت میکند که «دارو» در خلوت مدرسه، مجبور میشود با تغذیه و بسترسازی برای زندانی، «برادری» را تجربه کند که با تمام غرور و سرخوردگیاش در تضاد است . اوج داستان در پایان رقم میخورد، جایی که «دارو» به تخته سیاهش برمیگردد و روی آن نوشته میشود: «برادرت را تحویل دادی. تاوان خواهی داد». کامو در این سطر پایانی نشان میدهد که در جنگی که همه ملزم به انتخاب اجباری یک جبهه هستند، تلاش برای نجابت انسانی محکوم به سوءتفاهم و تنهایی است.
این داستان کوتاه روایت «دارو»، معلم مدرسهای در خلوتگاههای الجزایر، است که در آستانه طوفان برف با تحویل گرفتن زندانی عرب از ژاندارمی به نام «بالدوچی» مواجه میشود. او که میان مهماننوازی انسانی، دستور نظامی و عدالت سرگردان است، تصمیم میگیرد زندانی را در جاده رها کند تا خود سرنوشتاش را انتخاب نم