درباره کتاب باشبیرو (محمود دولتآبادی):
این داستان بلند که جزو مجموعه «کارنامه سپنج» است در فاصله سالهای ۱۳۴۷ تا ۱۳۵۰ نوشته شده و نخستین بار در سال ۱۳۵۱ توسط انتشارات گلشایی منتشر گردید . این کتاب در فضایی بندری و عمدتاً در سالهای پیش از ملیشدن صنعت نفت روایت میشود و با شخصیتپردازیهایی بهیادماندنی مانند «خدو» (دوست و همسفر حله) و «شبیرو» (ملوان سیاهپوست دیوانهای که در انتظار دختر عموی گمشدهاش در ساحل نشسته) همراه است . دولتآبادی در این اثر به سراغ مفاهیم بنیادینی چون انقیاد زنان در جامعه سنتی، بیپناهی، خرافات، و تقابل دو برادر که یکی نماد گریز از مسئولیت و دیگری نماد تلاش نافرجام برای تغییر است، میرود . این داستان با پایانی تراژیک (خودکشی حله در دریا پس از مورد تجاوز قرار گرفتن) یکی از نقاط عطف نثر نویسنده در گذار از داستانهای کوتاه نخستین به حماسههای بلندی چون «کلیدر» محسوب میشود و فضایی سینمایی و سریعالانتقال دارد .
داستان حله، زنی تنها و سرگردان که پس از فروپاشی زندگی مشترکش با قاچاقچیای به نام دوست، با دو برادر خود به نامهای جاسم و عبید در بندر دیدار میکند، روایت این کتاب است. جاسم او را رها میکند و عبید، دانشآموز جوان، سعی میکند با معرفی او به معلم مدرسه به نام احمد، زندگی تازهای برایش بسازد، اما این