درباره کتاب چگونه سوسیالیست شدم (جک لندن):
این کتاب غیرداستانی در قالب یک مقاله بلند نوشته شده و نسخه اصلی آن نخستین بار در مارس ۱۹۰۳ در مجله «کومراد» منتشر و سپس در سال ۱۹۰۵ در مجموعه «جنگ طبقات» بازنشر شد . نویسنده توضیح میدهد که چگونه بدن قوی و سلامت دوران جوانی و اشتغال در مشاغل سخت، باعث شده بود به جهان با چشمی خوشبین بنگرد و خود را «برندهای» از طبقه «نجبای قویبازوی طبیعت» بپندارد که شبیه به «موجودات بورِ» توصیفشده توسط نیچه بود . نقطه عطف داستان زمانی رقم میخورد که در هیجده سالگی و در یک سفر کارگری، به «دهک غوطهور» (submerged tenth) جامعه سقوط میکند و با انبوهی از مردمانی روبرو میشود که روزگاری چون او قوی بودند اما اکنون در اثر سختیهای کار، تصادفات و بیرحمی سرمایهداران، به پستترین لایههای اجتماع پرتاب شدهاند . ترس از سرنوشتی مشابه برای خودش، او را متقاعد میسازد که راه نجات، نه در قوت بازو، که در نیروی اندیشه و آگاهی طبقاتی است و نهایتاً او را به مطالعه مارکس و پیوستن به حزب سوسیالیست کارگری سوق میدهد .
این جستارِ خودزندگینامهنوشت، سیر تحول نویسنده را از یک فردگرای جوان و مغرور که سرود «قویترینها» را میخواند، به سوسیالیستی متعهد روایت میکند. وی این تغییر را نه حاصل مطالعه، بلکه نتیجه «کوبیده شدن» حقیقت توسط واقعیتهای تلخ زندگی کارگرانِ «دهک غوطهور» در تهنای اجتماعی میداند.