درباره کتاب لیبرتی بار (ژرژ سیمنون):
این رمان که نسخه اصلی آن در سال ۱۹۳۲ منتشر شده، داستان قتل بیرحمانه ویلیام براون، مرد ثروتمند استرالیایی با سابقه همکاری با سرویس اطلاعاتی در زمان جنگ، در آنتیب فرانسه است. کمیسار مگره که برای حل این پرونده به منطقه اعزام میشود، در ابتدا جذابیت و فضای لوکس تعطیلات او را تحت تأثیر قرار میدهد، اما به زودی وارد دنیای تاریک و پنهان زیرین شهر میشود. تحقیقات مگره او را به زن براون (معشوقه جینا و مادرش) و سپس به کان (شهر همسایه) و «لیبرتی بار» میکشاند؛ میخانهای کثیف و کمنور که پناهگاه مستها و روسپیهاست و به ریاست جاجا (زنی چاق و میانسال) و همراهی سیلوی جوان اداره میشود. این میخانه که محل نوشیدن براون در روزهای ناپدید شدنش بوده، فضایی وهمآلود از تنبلی، گرمای جنوب و جریان کند زمان را به تصویر میکشد؛ جایی که شخصیتها (از جمله جوزف، یاکوب و یان) به جای زیستن، از زندگی میگریزند. این رمان با پایانبندی غیرمنتظرهای که بر خلاف روال معمول داستانهای کارآگاهی است، تصویری تراژیک و انسانی از تعلقخاطر ویرانگر را به نمایش میگذارد. سیمنون در این کتاب، که بعدها دو بار در سالهای ۱۹۷۹ و ۱۹۹۷ به فیلم تلویزیونی تبدیل شد، با زبانی دقیق و تأملبرانگیز، تضاد میان ظاهر آرامشبخش سفرهای جنوب و جنایت و فلاکت پنهان در پشت آن را به تصویر میکشد.
این کتاب که هفدهمین پرونده از مجموعهی کمیسار مگره است، در فضای آفتابی و لوکس کن و آنتیب درگیر ماجرای قتل مردی ثروتمند و مرموز میشود که دو زندگی پنهانی دارد.