درباره کتاب چنین گفت زرتشت (فریدریش نیچه):
این اثر که میان سالهای ۱۸۸۳ تا ۱۸۸۵ در چهار بخش منتشر شد، پیچیدهترین و تأثیرگذارترین کتاب نیچه و یکی از بنمایههای فلسفه اگزیستانسیالیسم در سده بیستم محسوب میشود . ساختار کتاب برخلاف آثار فلسفیِ سنتی، اثری داستانی و منظومهوار با الهام از انجیلها و نیز سرودههای حماسی پارسی باستان است و عنوان فرعی آن «کتابی برای همهکس و هیچکس» این دوگانگی دست نیافتنیِ آن را بازمیتاباند . شخصیت اصلی این کتاب، زرتشت، نامآور آیین کهن ایرانزمین است، اما نیچه از او چهرهای تازه و وارونه میسازد که در تقابل با اخلاق سنتی و دین، به ستایش «اراده معطوف به قدرت» میپردازد . این کتاب مفاهیم بنیادینی چون ابرانسان (فرانسان)، بازگشت جاویدان (عود ابدی) و اراده قدرت را برای نخستین بار در قالب داستانهایی تمثیلی و شعرهایی شورانگیز بیان کرده است . سبک نگارش کتاب تلفیقی از نغمههای دithyramb (سرودهای شوریدهوار) و نثر آهنگین است که خواندن آن را به تجربهای شاعرانه و در عین حال طاقتفرسا تبدیل میکند . این کتاب به طور مشخص واکنشی به پوچی اخلاق مسیحی در اروپای عصر خود است و تصویری از آرمان انسانیِ خودآفرین و فراتر از اخلاقِ بندهوار ترسیم میکند . نسخه فارسی برگردان داریوش آشوری که نخستین بار در سال ۱۳۴۹ منتشر شد، به دلیل وفاداری به موسیقی کلام و توانایی در انتقال مفاهیم انتزاعی، تا کنون بیش از پنجاه بار تجدید چاپ شده و به عنوان الگویی در ترجمه آثار فلسفی شناخته میشود .
این کتابِ فلسفی-شاعرانه، داستان زرتشتِ پیامبرگونه را روایت میکند که پس از دهها سال خلوت، برای اعلام مرگ خدا و ظهور «ابرانسان» به میان مردم بازمیگردد.