خلاصه رمان طوق اسارت به قلم رز سیاه:
مرد جنتلمن اما خودخواهی که تازه از فرنگ برگشته؛ یک دل نه صد دل عاشق دختر سرایدار عمارت پدری می شه.
دختری که دل در گروی هم بازی کودکی هاش داره اما بنا به دلایلی مجبور می شه با شهنام ازدواج کنه که با این کار طوق اسارت رو به گردنش میندازه.
او خیلی زود متوجه ی رفتار های ضد و نقیض شوهرش می شه ...مرد مثلا عاشقی اما خشنی که قراره ....